|

|
جايگاه خلاقيت در ستاد
|
| تاريخ و ساعت : ۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۷:۴۲ |
کد خبر : 22892 |
|
شكوه قوانيني
خلاقيت مقدمه و زمينه ايجاد تحول ميباشد و تا نتوانيم خلاقيت خود را پرورش دهيم نميتوانيم از تحول و ايجاد سخن آن بگوييم. اما از قبل از آنكه در خصوص جايگاه خلاقيت در ستاد بحث كنيم لازم است تعريفي خلاقيت به زبان ساده از قول پياژه داشته باشيم.
پياژه ميگويد: «خلاقيت به وجود آوردن و ساختن يك شكل تازه، نو و عيني از يك پديده يا موضوع است كه ميتواند به صور مختلفي همچون خلاقيت هنري، احساسي، كلامي، عاطفي، عقلاني، ابزاري، مفهومي و ... وجود داشته باشد.
اما اساس نوآوري و خلاقيت در نوانديشي نهفته است كه مفهوم نوانديشي با تغيير در سازمانبندي ذهني بسيار همپوشي و نزديكي دارد. لذا اولين گام، در ايجاد خلاقيت و نوآوري، ايجاد تغيير در سازمانبندي ذهني منابع انساني ميباشد. اگر من بتوانم سازمان ذهني خودم را تغيير دهم ميتوانم در جهت تغيير شيوههاي كاري، روابط انساني و ... از خود نوآوري و خلاقيت نشان بدهم لذا با پيشفرض ضرورت تغيير سازههاي ذهني جهت ايجاد خلاقيت تغيير موارد ذيل در سازههاي ذهني ضروري به نظر ميرسد:
1- يكي از سازههاي ذهني كه بايد تغيير كند مساله توليد كننده يا مصرف كننده بودن معلم است. در حال حاضر معلم آنچه را كه تدوين كننده و برنامهريز درسي توليد ميكند به مصرف آموزشي خود و شاگردانش ميرساند در حاليكه معلم زماني ميتواند خلاقيت و نوآوري را در خود و شاگردانش پرورش دهد كه بر اساس نيازهاي روانشناختي آنان اقدام به توليد دستاوردهاي آموزشي كند. پس بايد اين نگرش و سازه رواني و ذهني را عوض كنيم كه معلم مصرفكننده و نيروهاي ستادي توليدكننده مطالب، محتويات آموزشي، طرحها و برنامهها ميباشند.
در حال حاضر رابطه آموزشي ما با سازمانها از ستاد به صف ميباشد، نظر و ديدگاه عمدتاً در ستاد تهيه ميشود و صف مجري تصميمات و سياستها ميباشد. لذا تا زماني كه ديدگاهها و نظرات به صورت متمركز اعمال و اجرا ميشود ما نميتوانيم به نوانديشي و نوآوري در تعليم و تربيت دست يابيم.
مثلاً معلمي ميخواهد در تدريس خود كليشهاي عمل نكند. فعاليتهاي گروهي متناسب با شرايط، امكانات، رغبتها و نيازهاي دانشآموزان اجرا كند ولي برنامه هفتگي مصوب، بخشبندي كتاب، درصد قبولي، نمره و ... باعث محدود كردن او و كليشهاي عمل كردن ميشود.
لذا جهت تغيير در سازمانبندي ذهني و سازمانبندي ساختار آموزشي و نهايتا رشد و توسعه خلاقيت، موارد ذيل علاوه بر موارد پيشگفته بايستي تغيير كنند:
2- تغيير در انديشهها و تئوريهاي آموزشي
3- تغيير در عملكردها و عمليات
4- تغيير در الگوها و روشها
5- تغيير در سازمان و روابط سازماني
6- تغيير در شيوه هاي تربيت نيروي انساني
تحول در آموزش و پرورش عمومي، تنگناها و راهكارها
در زمينه ايجاد تحول در آموزش و پرورش عمومي حداقل در دهه گذشته اقدامات و تجربيات پرهزينهاي شكل گرفته است كه بررسي و ريشهيابي علل شكست يا عدم اجراي موفقيتآميز آنها ميتواند چراغ راه تحولات آينده قرار گرفته و آموزش و پرورش را از گرفتار شدن در دام خطاي «آزموده را دوباره آزمودن» برهاند.
همچنين بسياري از مشكلات و تنگناها در همايشها، فراخوانهاي مختلف و پژوهشها احصا شده كه شايسته است اولويتهاي احصا شده مورد بررسي قرار گرفته و اقدامات لازم جهت عملياتي كردن آنها صورت گيرد.
عليايحال براي توفيق در ايجاد تحول موثر و مفيد در آموزش و پرورش توجه به چند نكته ضروري و مهم ميباشد:
1- درك صحيح، هم جهت بودن و سيستمي عمل كردن همه بخشهاي آموزش و پرورش در زمينه ايجاد تحول
2- تعيين ابعاد و اولويتهاي تحول
3- تشخيص و تعيين شيوه مناسب جهت راهبري صحيح تحولات
4- تعيين مديران و مجريان شايسته و توانمند جهت اجراي تحولات و اصلاحات لازم
5- ايجاد ظرفيت لازم جهت بهرهگيري از مشاركت مردم، فرهنگيان، دانشآموزان، دستگاهها و ساير موسسات داخلي و خارجي
ابعاد و زمينههايي كه بايستي در آن تحول صورت گيرد
1- تحول در منابع انساني و در همه زمينهها (به لحاظ نگرش، رفتار، توانمندي، احياي منزلت، ميزان اختيارات، دخالت در تصميمگيريها و...)
2- تحول در نظام مديريتي(تبديل مديريت آمرانه به رهبري آموزشي، استفاده از نيروهاي جوان و توانمند با انديشههاي نو و سازنده به جاي رابطهمداري، حذف برخي تمركزها در ساختار تشكيلاتي، توزيع اختيارات ميان بخشهاي مختلف آموزش و پرورش و ...)
3- اصلاح برنامه ارزشيابي در مدارس(تبديل ارزشيابي به فرآيند يادگيري به جاي محصول يادگيري، انعطاف و تنوع در شيوههاي ارزشيابي و...)
4- تحول در محتوا(ايجاد شوق به دانستن در دانشآموزان، ايجاد زمينه مشاركت و مداخله فعال و خلاق آنها در سرنوشت فردي و اجتماعي و...)
5- توسعه فناوري آموزشي و فناوري اطلاعات و ارتباطات (با تاكيد بر توسعه تدريجي سواد فناوري رايانهاي، ايجاد شبكههاي اطلاعرساني دانشآموزي، آموزش معلمان، مكانيزه كردن تصميمات اداري و اجرايي و...)
*موانع و تنگناهاي موجود
1- از همگسيختگي نظام تصميمسازي و تصميم گيري و وجود ناهماهنگي در نهادهاي راهبردي سياستگذاري آموزش و پرورش.
2- ناتواني نظام آموزش و پرورش در انطباق با تحولات كنوني جامعه و جهان
3- ضعف ارتباطات حوزه درونبخشي و برونبخشي آموزش و پرورش
4- ضعف نظام آموزشي در تربيت نيروي انساني، روشها، محتواي برنامهدرسي و آموزشي، شيوههاي ارزشيابي، مديريت توسعه و بهرهوري و ...
*راهكارهاي پيشنهادي
1- ايجاد و تقويت مديريت سيستمي و هماهنگ به جاي مديريت جزيرهاي و پراكنده در آموزش و پرورش
2- جهاني انديشيدن و منطقهاي عمل كردن
3- ارتقاي دانش، مهارت وعملكرد علمي و فني معلمان ومديران بگونهاي نظاممند و برنامهاي
4- بهسازي مديريت آموزشگاهي
5- اصلاح شيوههاي جذب، تربيت، نگهداشت و ارتقاي نيروي انساني
6- افزايش سهم بودجه و اختيارات مالي و اداري آموزش و پرورش به ويژه آموزش عمومي
7- ايجاد انعطاف در برنامههاي آموزشي و درسي
8- كاهش تعدد و حجم دروس و اصلاح محتواي دروس متناسب با نيازها و شرايط جامعه و در برخي بخشها بوميسازي محتوا
9- توسعه و تقويت فرهنگ مطالعه و پژوهش در آموزش و پرورش(از ستاد تا صف)
10- اصلاح و بازنگري قوانين و مقررات در همه بخشها به صورت هماهنگ و سيستمي
11- ارتقاي مهارتهاي اساسي زندگي در دانشآموزان
12- استقرار نظام مشاوره و هدايت تحصيلي، شغلي و رفتاري در مدارس (بهويژه دوره راهنمايي تحصيلي)
13- توسعه و بهكارگيري مشاركت ساير بخشها در امر آموزش و پرورش
|
|
|
|
|
|
|
|
|