خرید نرم افزار و سی دی های مختلف

مشروح بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان علمی و دانشجویان

تاريخ و ساعت : ۱۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱:۴۰ کد خبر : 20881



مشروح بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان علمی و دانشجویان

رهبر معظم انقلاب خطاب به دانشجویان فرمودند: صدا و سیما را رهبری اداره نمی‌كند؛ این معلوم باشد. صدا و سیما را رئیس صدا و سیما اداره می‌كند و رهبری هم در موارد زیادی اعتراض‌هایی دارد. همین اعتراضهائی كه شما دارید، بعضی‏هایش یا خیلی‏هایش، اعتراضهای ما هم هست.
به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن كامل بیانات حضرت آیت الله خامنه ای با دانشجویان (۷مهر ۸۷) بدین شرح است:
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
خیلی متشكریم از شما دوستان جوان كه این فضای سرشار از نشاط جوانی با شاخص عقلانیت و تفكر را امروز در حسینیه‏ی ما به وجود آوردید. و امیدواریم كه این روحیه - كه هنگامی كه با دین‏خواهی و روحیه‏ی تقوا همراه شود، مشكل‏گشای همه‏ی مراحل زندگی كشورهاست - روز به روز در بین شما دوستان دانشجو و جوانان عزیز گسترش پیدا كند.
مطالبی كه دوستان اینجا بیان كردید، بسیار مطالب خوبی بود؛ یعنی برای من كه با دقت حرف كسانی را كه اینجا حرف میزنند، گوش میكنم - چه دانشجوها و جوانها، چه گروه‏های دیگری كه گاهی اینجا شركت میكنند، یا در هر جلسه‏ای كه من با یك جمعی روبه‏رو هستم و با آنها حرف میزنم، مایلم حرفهایشان را با دقت بشنوم و استفاده كنم - صحبتهای امروز شما بسیار پرمغز و مفید به نظرم آمد كه این یك میانگین و سطح متوسطی از ذهنیت و عقلیت دانشجوئی را هم به ما نشان میدهد. نمیخواهیم بگوئیم شما نماینده‏ی همه‏ی دانشجوهای كشورید؛ اما بالاخره نشان‏دهنده‏ی این است كه این سطح از تفكر و اندیشه‏ورزی و مسئله‏شناسی و تلاش برای حل مشكل و حل مسئله، امروز در دانشگاه ما وجود دارد؛ این برای من بسیار جالب هست.
نكاتی را دوستان ذكر كردید. من البته یادداشتهائی دارم كه اگر مجال بشود، خدمت دوستان عرض میكنم، اما به نظرم میرسد برخی از همان چیزهائی كه در ذهن من هست، با نگاهی به آنچه كه شما بیان كردید و توضیحی درباره‏ی آنها، گفته خواهد شد. بد نیست یك مروری بكنیم به آنچه شما گفتید.
دوستی گفتند كه نسل جدیدی در حال ظهور است. این كاملاً درست است. البته این، اولین نسلی كه دارد در انقلاب خودش را نشان میدهد، نیست؛ قبل از شما هم یك نسل خودش را در انقلاب نشان داد - در واقع متولد شد - و دست قدرتمند و انگشت گره‏گشای خودش را به كار انداخت. آن هم نسل انقلاب بود؛ آن هم پرورش‏یافته‏ی جای دیگر و فضای دیگری نبود؛ چون انقلاب مثل یك كوره‏ی گدازنده است؛ تغییردهنده‏ی شكل و نظم عناصرِ موجودات است. انقلاب یك چنین حالتی است؛ مثل آنچه كه قدیمی‏ها میگفتند: اكسیر، كیمیا، كه عنصر مس را به عنصر طلا تبدیل میكند. این البته حالا ممكن است در ذهن بعضی‏ها افسانه به نظر برسد؛ افسانه هم نیست؛ واقعیت داشته و دارد. انقلاب یك چنین چیزی است؛ تغییردهنده است، دگرگون‏كننده است. این دگرگون‏سازی فقط در سطح مناسبات اجتماعی نیست، بلكه در درجه‏ی اول، در لایه‏ی درون انسانها و ذهنیتهاست. اولین تغییر، اینجا داده میشود؛ در دلها. بنابراین آن نسل جوانی كه وقتی انقلاب شد، پانزده سالش بود، شانزده سالش بود، هیجده سالش بود، آزمایش خودش را در میدانهای انقلاب داد؛ بعد هم در دوران دفاع مقدس با ایجاد آن فضای عجیب. آن نسل هم متولد انقلاب است، این نسل هم كه شما میگوئید دارد ظهور میكند، این را هم من كاملاً قبول میكنم؛ تصدیق دارم و آن را حس می‌كنم.
سؤال می‌شود كه مأموریت این نسل چیست؟ الزاماتش چیست؟ كی میخواهد او را پیش ببرد و هدایت كند؟ اینها سؤالهای خوبی است. به نظرم می‌رسد این سؤالها سؤال است، لیكن ابهام نیست. پاسخ به این سؤالها معلوم است. انقلاب برای ایجاد یك دولت به جای دولت كه به وجود نیامد، برای ایجاد یك نظام، یك مجموعه‏ی ملی و انسانی بر اساس یك تفكر به وجود آمد. آن تفكر، تفكر اسلام است. ادعای ما این است - كه این ادعا را اثبات هم میكنیم و ثابت شده است؛ قطعی است - ما معتقدیم راه سعادت انسانها به دست تعالیم انبیاء است، كه كاملترینش هم تعالیم اسلام است. بشر منهای تعالیم انبیاء حتّی پیشرفت مادی هم در این حدی كه پیدا كرده، پیدا نمیكرد؛ چه برسد به تعالی معنوی و بهجت معنوی و آرامش و آسایش روانی كه زمینه‏ساز عروج اوست به معارج والای ملكوتیِ انسان. راه سعادت انسان این است.
برای اینكه تفكر انبیاء در جامعه پیاده شود، یك حركت بلندمدت و طولانی لازم بود. این انقلاب با این هدف به وجود آمد. جامعه‏ی اسلامی، كشور اسلامی، نه فقط دولت اسلامی، نه فقط تشكیل یك نظام اسلامی، بلكه تشكیل یك واقعیت و یك مجموعه مردمی كه بر اساس تعالیم اسلام - كه لبّ لباب تعالیم انبیاء است - زندگی میكنند و آثارش را احساس میكنند. این هدف ماست. خوب، ما به این هدف هنوز نرسیدیم، توقع هم نبود كه در ظرف سی سال برسیم. این هدف، هدف خیلی طولانی مدتی است. باید تلاش كرد، باید كار كرد تا به این هدف رسید؛ شما مسئولیتتان این است. مأموریت این نسل این است؛ كشور و ملتتان را به آن جایگاهی كه معنایش این باشد كه یك جامعه‏ی اسلامی به معنای واقعی تشكیل شده، برسانید. این را الگو كنید. این میشود بزرگترین وسیله برای گسترش این فكر و گسترش این تجربه در عالم؛ این مأموریت این نسل است كه در تصور و در جنبه‏ی نظری، چیز مشكلی نیست. البته كار، كار بسیار دشواری است. همان تحرك جوانی، همان انگیزه‏ی جوانی را لازم دارد؛ با تلاش فراوان جهادی كه حالا گفته‏ایم و عرض میكنیم. هدف این است: ما كشور اسلامی میخواهیم. كشور اسلامی وقتی تشكیل شد، معنایش این است كه دنیای مردم آباد خواهد شد، نه به معنای آبادی‏ای كه در نظامهای مادی وجود دارد.
در نظامهای مادی آبادی وجود دارد؛ یعنی قدر مطلق پیشرفتهای مادی خوب است؛ اما در مورد همان پیشرفتهای مادی هم تعادل و نگاه عادلانه وجود ندارد. یعنی شما الان مثلاً می‏بینید كه در كشور ثروتمندی مثل آمریكا، ثروتمندش اولین ثروتمند دنیاست، لیكن فقیرش هم گاهی بدترین فقیر دنیاست؛ از سرما میمیرد، از گرما میمیرد، از گرسنگی میمیرد. طبقه‏ی متوسطی در آنجا زندگی میكنند كه اگر شبانه‏روز، تمام‏وقت، با همه‏ی توان كار نكنند، نمیتوانند شكمشان را سیر كنند. این برای بشر خوشبختی نیست، این برای یك جامعه خوشبختی نیست. بله، تولید ناخالص داخلی‏اش را نگاه كنی، ده برابرِ یك كشور دیگر است؛ این كه دلیل نشد. یعنی حتّی در برخورداری‏های مادی هم عدالت نیست، همه‏گیری نیست؛ یعنی همه برخوردار نیستند؛ چه برسد به برخورداری معنوی؛ آرامش روانی نیست، توجه به خدا نیست، تقوا و پرهیزگاری نیست، پاكدامنی و طهارت نیست، گذشت و اغماض نیست، ترحم و دستگیری از بندگان خدا نیست؛ و نیست و نیست و نیست.
این، آن پیشرفتی نیست كه كشور اسلامی و جامعه‏ی اسلامی دنبال آن است. آن خوشبختی‏ای كه ما برای جامعه‏ی اسلامی، برخورداری‏ای كه برای جامعه‏ی اسلامی قائلیم، فقط این نیست كه شما اینجا نگاه میكنید؛ بلكه برخورداری مادی و معنوی. یعنی فقر نباید باشد، عدالت باید باشد، تقوا و اخلاق و معنویت و پرهیزگاری هم باید باشد. این، آن هدفی است كه باید دنبال او برویم.
یكی از دوستان میگفتند كه به این دلائل، آینده‏ی جنبش دانشجوئی دچار ابهام است! من میگویم هیچ دچار ابهام نیست. اتفاقاً همان برادری كه این مطلب را گفتند، وظائف جنبش دانشجوئی و كارهائی را هم كه جنبش دانشجوئی باید انجام بدهد، ذكر میكردند؛ خوب، دیگر چه ابهامی؟! همین كارها را باید انجام بدهید؛ با این هدف، با این مقصد.
یك سؤال اینجا مطرح میشود كه برای رسیدن به این هدف والا و بسیار برجسته و بزرگ، وظیفه فقط متوجه دانشجویان است؟ آن هم دانشجویانی كه برای خودشان رسالتی قائلند كه شما اسمش را میگذارید جنبش دانشجوئی؛ یعنی دانشجوی متحرك، دانشجوی فعال؛ دانشجوئی كه از نیروی فكر و توان جسمی و روحی خودش میخواهد برای پیشرفت استفاده كند؛ آیا فقط اینها مخاطبند؟ بلاشك نه. سنگین‏ترین مسئولیت بر عهده‏ی مسئولان و انواع نخبگان جامعه است؛ نخبگان علمی و نخبگان فكری و نخبگان سیاسی، لیكن جریان دانشجوئیِ فعال هم مسئولیت سنگینی دارد. یكی از مسئولیتهای جریان دانشجوئی، تلاش برای فهمیدن است؛ یعنی تفكر.
من به نظرم میرسد یكی از كارهای لازم، تشكیل جلسات فكری وسیعی است كه مجموعه‏ی دانشجوئی، همراه با مجموعه‏ی حوزوی، با برنامه‏ریزی خوب، میتواند به وجود بیاورد تا بنشینند درباره‏ی مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحیح میتواند همان ثمراتی را ببخشد كه ما در زمینه‏های مسائل علم و فناوری و پیشرفت علوم از دانشجو توقع داریم؛ یعنی شكوفائی، آوردن حرف نو به میدان اندیشه، با یك حركت صحیح و جهتگیری درست. یكی از كارها این است.
یكی از كارها، مشخص كردن اصول است. ما اصولی داریم كه باید از این اصول تخطی نشود. یعنی به نام فكرپردازی و اندیشه‏پردازی، از اصول انحراف پیدا نشود. اصول، شاخصهای راه صحیح و صراط مستقیم است. خطاست اگر اصول را به دیواره‏هائی تشبیه بكنیم كه انسان از وسط این دیواره‏ها باید حركت كند؛ نه، اصول شاخصند. یك راه مستقیمی وجود دارد، یك صراط مستقیمی هست كه این، انسان را به هدف میرساند. این صراط مستقیم را باید شناخت، باید كشف كرد. هیچ كس در محدوده‏ی صراط مستقیم زندانی نشده. اجبار به پیمودن صراط مستقیم در هیچ كس نیست. این اصول كسی را اجبار نمیكند، الزام نمیكند، محدود نمیكند، بلكه این اصول انسان را هدایت میكند و به او میگوید كه اگر چنانچه بر طبق این اصول حركت كردی، به آن نتیجه‏ی مطلوب خواهی رسید؛ اگر از این اصول تخطی كردی، به هدف نخواهی رسید. آخر، اشكال بیراهه همین است. بیراهه، دو اشكال دارد: یك اشكال این است كه انسان به سرمنزل مقصود نمیرسد؛ اشكال دیگر این است كه وقت انسان تلف می‌شود؛ فرصتها از دست می‌رود.
این كسانی كه در طول این صد سال، صد و پنجاه سال اخیر در كشور ما داعیه‏ی اصلاح و پیشرفت و ترقی سر دادند و ما را حقاً و انصافاً به بیراهه كشاندند، این گناه بزرگ را انجام دادند؛ هم ما در طول این صد و پنجاه سال به مقصد نرسیدیم و عقب ماندیم، هم وقتمان تلف شد. چند نسل پی‏درپی باید بیایند، ضایع شوند، در این تیه(۱) سرگردانی بروند و به نتیجه نرسند، تا یك وقت یك نسل متوجه بشود كه اشتباه كرده‏اند؛ راه را برگردد، شروع كند از نو حركت كردن. گناه آن كسانی كه جوامع بشری را به بیراهه میكشانند، این است كه وقت آنها و عمر آنها و فرصتهای آنها را ضایع میكنند.
یك روز به جامعه‏ی ما اینجور تفهیم كرده بودند كه راه پیشرفت این است كه ما از غربی‏ها تقلید كنیم؛ آن هم نه تقلید در دانش‏آموزی و دانش‏اندوزی، تقلید در ظواهر؛ زنهایمان بی‏حجاب بشوند؛ مردهایمان كلاه فلان جور و لباس فلان جور بپوشند. میدانید در كشور ما، دوره‏ای بر مردم ما گذشت كه گذاشتنِ یك كلاه مخصوص به نام كلاهْ پهلوی اجباری شد و اگر كسی این كلاه را بر سر نمیگذاشت، مجرم شمرده میشد! بعد یك قدم جلوتر رفتند، گفتند یا كلاه پهلوی یا شاپو؛ چون غربی‏ها - اروپائی‏ها - این لباس را میپوشند. انواع و اقسام لباسهائی كه در داخل كشور - لباسهای محلی - پوشیده میشد، همه منسوخ و ممنوع شد؛ برای اینكه لباس متحد الشكلِ از غرب آمده، پوشانده بشود. برای چی؟ برای پیشرفت! پیشرفت كشور را در این دانستند كه مردم ما كت و شلوار بپوشند، كروات ببندند، زنهای ما بی‏حجاب حركت بكنند؛ رسوم و عادات غربی را یاد بگیرند. ببینید چقدر خسارتبار است برای یك كشور؛ چقدر مایه‏ی شرمندگی است، وقتی انسان فكر بكند. آن روز نه فقط شرمنده نمی‌شدند، افتخار هم می‌كردند، با صدای بلند هم این را فریاد میكردند. این، بیراهه است. نسخه‏ی پیشرفت، نسخه‏ی غلط؛ بیراهه. اصول برای این است كه این اشتباهات پیش نیاید.
یكی از دوستان، اعتراضهای صریحی كردند. خصوصیت دانشجو هم همین است. به اشخاص و دستگاه‏ها اعتراضهائی كردند - حالا آن اعتراضها ممكن است وارد باشد، ممكن است وارد نباشد؛ من روی آن نمیخواهم قضاوت بكنم - اصل اینكه دانشجو حرفش را روشن و صریح و آشكار بزند و دچار سیاسی‏كاری نشود، چیز مطلوبی است. بدترین اشكال و اشكال وارد بر محیط دانشجوئی این است كه دانشجو دچار محافظه‏كاری شود و حرفش را با ملاحظه‏ی موقع و مصلحت خیالی بیان كند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند. البته در كنار این صراحتِ در بیان، صداقت در نیت هم باید وجود داشته باشد و در كنار او، سرعت در پذیرش خطا؛ اگر ثابت شد كه خطاست. فرق شمای جوان و دانشجو و صادق و پاكیزه‏دل، با یك آدم سیاسی‏كار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را كه میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد كه اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یكی از بهترین شاخصه‏های دانشجوئی است.
یكی از این اعتراضها، اعتراض به صدا و سیما بود و اینكه بعضی می‌گویند اگر چنانچه صدا و سیما را نقد كنیم، بر خلاف رهبری مطلبی گفته‏ایم؛ چرا؟ چون رهبری رئیس صدا و سیما را معین میكند! اگر واقعاً ملاك این باشد، كه آدم باید به هیچ‏كس اعتراض نكند؛ چون رئیس قوه‏ی قضائیه را هم رهبری انتخاب میكند، رئیس جمهور هم بعد از انتخابات، تنفیذ رهبری دارد؛ میگوید نصب كردم. پس باید به هیچ‏كس اعتراض نكرد. نه آقا، اولاً صدا و سیما را رهبری اداره نمیكند؛ این معلوم باشد. صدا و سیما را رئیس صدا و سیما اداره می‌كند. و رهبری هم در موارد زیادی اعتراضهائی دارد. همین اعتراضهائی كه شما دارید، بعضی‏هایش یا خیلی‏هایش، اعتراضهای ما هم هست. احتمالاً اعتراضهای دیگری هم هست كه چون برای من از جوانب مختلف گزارش می‏آورند - با اینكه خود من ممكن است به قدر شما تماشاچی تلویزیون یا گوش‏كننده‏ی رادیو نباشم - اطلاعاتم زیاد است. از وضع صدا و سیما اعتراضهائی هم می‌كنیم، اشكالاتی هم می‌كنیم، گاهی با آنها دعوا هم می‌كنیم. بالاخره آنها هم یك ضرورتهائی دارند و جواب می‌دهند؛ گاهی جوابشان درست است، گاهی هم نادرست است. به هر حال اعتراض هست و انتقاد شما از صدا و سیما مطلقاً به رهبری منتقل نمی‌شود. شما حق دارید انتقاد كنید؛ هیچ اشكالی ندارد.
یكی از دوستان میپرسند كه به نظرات امام چگونه دست پیدا كنیم؟ به نظر من این كاملاً روشن است. نظرات امام یك مجموعه است و خوشبختانه بیانات امام ثبت شده است و همین است كه هست. مثل همه‏ی متونی كه از آنها می‌شود تفكر گوینده را استنباط كرد؛ منتها با شیوه‏ی درستِ استنباط. شیوه‏ی درستِ استنباط این است كه همه حرفها را ببینند، آنها را در كنار هم قرار بدهند؛ توی آنها عام هست، خاص هست؛ مطلق هست، مقید هست. حرفها را باید با همدیگر سنجید، تطبیق كرد؛ مجموع این حرفها، نظر امام است. البته كار خیلی ساده‏ای نیست، اما روشن است كه باید چه كار كنیم: یك كار اجتهادی است؛ اجتهادی است كه از عهده‏ی شما جوانها برمی‏آید. بنشینند واقعاً گروه‏های كاری در زمینه‏های مختلف، نظر امام را استنباط كنند، از گفته‏های امام به دست بیاورند.
حالا یك جمله از آن چیزهائی كه در ذهنم بود و یادداشت كردم، عرض بكنم. چون وقت نیست و تا اذان زمان زیادی نمانده. همین طور كه چند نفر از دوستان اشاره كردند، ما وارد دهه‏ی چهارم عمر نظام جمهوری اسلامی داریم میشویم. البته یك نظام اجتماعی در سی سالگی و سی و پنج سالگی یك نظام كاملاً جوان است؛ اگر چنانچه بخصوص در این نظام، تحرك و تحولهای درونی بموقع و بجا وجود داشته باشد، به‏آسانی سالخورده و فرسوده هم نخواهد شد؛ با گذشت صدها سال هم پیر و فرسوده نمیشود، لیكن آنچه مسلّم است، در این سنین - در سنین سی سالگی و سی و پنج سالگی و چهل سالگی - یك نظام اجتماعی، یك نظام جوان است. یعنی چه جوان است؟ یعنی هنوز به تجربه‏ی بیشتر احتیاج دارد؛ هنوز به كار و تلاش بیشتر در زمینه‏ی مبانی نیاز دارد تا به پختگی و قوام برسد.
ما گفتیم كه در این دهه، آنچه كه به عنوان یك هدف و شعار - برای اینكه دنبال كنیم كه مرحله‏ای را بگذرانیم - باید مورد توجه قرار بگیرد، «پیشرفت و عدالت» است. این را شعار قرار بدهیم: پیشرفت و عدالت. پیشرفت را عرض كردم؛ مقصود، پیشرفتِ همه‏جانبه است؛ یعنی پیشرفت مادی و پیشرفت معنوی. پیشرفت مادی را هم نفی نمی‌كنیم. یعنی مطلقاً مسئله‏ی معیشت مردم، مسئله‏ی اشتغال مردم، مسئله‏ی پیشرفتهای علمی و فناوری را مطلقاً دست كم نمیگیریم. اینها كاملاً مهم است و باید دنبال شود، تا در این زمینه‏ها فقر نباشد، بیكاری نباشد، گرانی و تورم قیمتها نباشد؛ در این تردیدی نیست. اما در كنارش، به این اكتفا هم نمی‌كنیم، بلكه باید فكر روشن، اعتقاد عمیق، انگیزه‏ی روزافزون و جوشان و اخلاق انسانی و والای اسلامی در كنار اینها گسترش پیدا كند.
همان طور كه عرض كردم، از بیراهه‏ها باید ترسید. گاهی اوقات یك چیزها و راه‏هائی را برای پیشرفت پیشنهاد میكنند كه بیراهه است. یك نمونه‏اش را گفتم؛ مثل پیشرفتهای دوره‏ی پهلوی كه حقیقتاً بعضی‏اش توقف و بعضی‏اش پسرفت و سقوط بود - كه حالا جای تفاصیلش در این جلسه نیست؛ چون وقت نیست - آن یك الگو بود كه واقعاً بیراهه بود؛ به ظواهر دلخوش كردن، غربی‏ها را معیار و ملاك قرار دادن و دنبال آنها حركت كردن كه نتیجه‏اش همین میشود كه در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سیاه در دوران پهلوی مشاهده شد.
یك نمونه‏ی دیگر از این بیراهه‏ها، نمونه‏هائی است كه گاهی ممكن است در زمان ما هم پیدا بشود؛ باید توجه داشت. در این نمونه‏ی دوم، اسمی از ظواهر آورده نمیشود، هویت ایرانی و اسلامی هم مثل آنچه كه در آن شكل اول دیده میشد، نفی نمیشود؛ لیكن یك حالت نومیدیِ از تحرك و پیشرفت در این مسابقه در سیاستگذاران و سررشته‏داران امور و سخنگویان جامعه مشاهده میشود. یعنی نگاهی كه به غرب میكنند، یك نگاه به یك نقطه‏ی والا و دست‏نیافتنی است، اسمش را هم میگذارند واقع‏بینی! میگویند آقا واقع قضیه چیست؛ امروز اینها از لحاظ علمی اینقدر جلویند، در زمینه‏های گوناگون این همه پیشرفت كرده‏اند؛ این همه نظریات مختلف در علوم انسانی، در زمینه‏های مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی؛ این همه نظر، این همه فكر، این همه نظریه‏ی نو، ابتكاری ارائه داده‏اند؛ ما كِی میتوانیم به گرد اینها برسیم؟ یعنی یك چنین روحیه‏ای در آنها وجود دارد. بارها در طول این سی سال، بنده خودم با افرادی از این قبیل مواجه بودم كه چه با زبان صریح یا نیمه صریح یا با زبان حال، همین معنا را بیان میكردند كه «آقا ما البته باید پیشرفت كنیم، اما دنبال اینها باید حركت كنیم! ما كه نمیتوانیم به گرد اینها برسیم، چه برسد به اینكه از اینها جلو بزنیم؛ چرا بیخود زحمت میدهید خودتان را؟». این هم یك بیراهه است.
این معنایش این است كه یك ملت - حالا ملت ما به عنوان یك نمونه - و ملتهای گوناگون شرق و ملتهای مسلمان از جمله، محكوم به این هستند كه همیشه دنباله‏روِ حركت غرب و شاگرد دائمیِ آنها باشند و هیچ وقت از خودشان امید نداشته باشند كه بتوانند در آن سطح قرار بگیرند، چه برسد كه از آنها جلو بیفتند؛ هرگز چنین روحیه‏ای نداشته باشند. این، یك بیراهه‏ی بسیار خطرناك است كه امروز متأسفانه از سوی استاد دانشگاه، از سوی متفكر سیاسی، از سوی بعضی از گویندگان مذهبی ترویج میشود؛ این درست ضد تجربه‏ی طولانی‏مدت بشری است. چرا؟ مگر خدای متعال یك دسته از انسانها را این‏جور آفریده كه همیشه باید جلو باشند؟ كدام واقعیت تاریخی این را نشان میدهد؟ مگر همینهائی كه امروز در دنیا جلو هستند، در چند قرن قبل از این، ملتهای عقب افتاده‏ی دنیا در همه‏ی مسائل گوناگون نبودند؟ دوران قرون وسطای اروپا مگر از یاد تاریخ رفته؟ دوران قرون وسطی - من بارها گفته‏ام - دوران تاریكی است، دوران جهل و ظلمت است برای اروپا؛ نه برای كشورهای مسلمان، نه برای ایران. همان دورانی كه آنها اسمش را گذاشتند دوران جهل و بی‏خبری و ظلمت و خواب، همان دوران در كشور ما و در كشورهای اسلامی، دوران عظمت و پیشرفت علم و فلسفه است و پیشرفت سیاسی و اقتدار سیاسی.
این نگاه، خیلی نگاه خطرناكی است. در همین زمینه‏هائی هم كه امروز شما مشاهده میكنید كه در زمینه‏های علمی در كشورتان پیشرفت وجود دارد، در همین زمینه‏ها هم بالخصوص بعضیها می‏آمدند و میگفتند آقا فایده ندارد! ولی جوان مسلمان، جوان ایرانی، با همت، با انگیزه وارد شد و به سطح دیگران رسید و یك جاهائی هم از دیگران حتّی جلوتر هم رفت؛ یعنی به نسبت زمانی كه صرف كرده اگر ملاحظه كنید، جلوتر هم رفته. بنابراین، این تفكر یكی از آن تفكرات بیراهه است. مطلقاً نگاه نومیدانه نباید داشت. نگاه دین، نگاه اسلام، نگاه قرآنی به انسان این است كه: انسان باید تلاش كند؛ تلاشِ با نظم، با برنامه‏ریزی و بی وقفه، تا بتواند به نتائج برسد. صدای اذان بلند شد.
امیدواریم ان‏شاءاللَّه خدای متعال توفیق بدهد به شما كه بتوانید در این میدان - در همین دورانی كه شما دانشجو هستید و كشورتان در یكی از حساسترین دورانهاست - آزمایش خیلی خوبی برای كشورتان فراهم كنید و وسیله‏ای برای پیشرفت كشور باشید.
پروردگارا! این جوانهای عزیز را در سایه‏ی لطف و هدایت و حمایت خود ذخیره‏ی دنیا و آخرت این كشور قرار بده؛ در همه‏ی میدانها آنها را پیروز كن. پروردگارا! الطاف معنوی و بركات معنوی خود را به مناسبت این ایام ماه رمضان بر این دلهای پاك و جوان ببار؛ قلب مقدس ولی‏عصر را از همه‏ی ما راضی و خشنود كن.
والسّلام علیكم و رحمهٔاللَّه و بركاته‏

خبرگزارى فارس

 

شما هم نظر بدهيد :






نام :
ايميل :
 
آموزش كامل چهره نگاري به همراه نرم افزارها
کارگاه فلش ( مقدماتی و پیشرفته )
آموزش کامل فرانت پیج 12
 روشهای صحيح مطالعه و یادگیری
آموزش گیتار حرفه ای (تصویری زبان اصلی)
جامع ترین مجموعه آموزش موسیقی
آموزش اتوكد تمامي نگارش ها
آموزش پذيرش تحصيلي خارج از كشور
آموزش دف
آموزش تار
آموزش هیپنوتیزم
نرم افزار آموزشی دیابت برای همه
آموزش كامل دروس اول دبستان
نرم افزار تقویت امواج مغز
آموزش خیاطی
آموزش جامع Photoshop CS 4
آموزش ويژوال بيسيك 6(Learning Visual Basic 6 )
آموزش جامع ویندوز XP
 كتابخانه فشرده، منتخب بهترین کتاب ها
تکنیکهای تست زنی در کنکور
563 جلد تفسير و ترجمه كامل قرآن كريم
آموزش طراحی
آموزش نرم افزار WORD 2003
آموزش نصب انواع ویندوز
لوح هوشمند آرين
آموزش زبان برای کودکان Magic English
ظرفيت پذيرش كارشناسي ارشد
پذيرش دانشجوي دكتراي بدون آزمون در دانشگاه صنعتي اصفهان
گزارش كامل مناظره سليمي‌نمين و كواكبيان در دانشگاه اميركبير
شرايط و نحوه اعطاي پژوهانه به دانشجويان دكتري
اسامي پذيرفته‌شدگان نهايي رشته‌هاي نيمه متمركز
تمديد ثبت نام کنکور کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد
نوحه ، مرثیه ، روضه و مداحی ویژه اربعین حسینی
200 رديف استخدامي تا آخر سال به دانشگاه‌ها اختصاص مي‌يابد
بارم‌بندي كتاب‌هاي درسي دوره‌هاي متوسطه نظري و پيش‌دانشگاهي اعلام شد
روش‌هاي پذيرش دانشجو در دوره‌هاي پودماني دانشگاه جامع
اعلام زمان ثبت‌نام كنكور دانشگاه آزاداسلامی
اسامي 75 دانشگاه معتبر عربي از سوي وزارت علوم اعلام شد
تصويب سهميه‌هاي آزمون‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري 89
طرح جديد وزارت علوم براي ادامه تحصيل دارندگان مدرک معادل
تعيين حداكثر 12 واحد براي دروس جبراني كارشناسي دانشگاه آزاد
وزير علوم: امتحانات دانشگاه‌ها در كمال آرامش برگزار شد
اضافه شدن رشته‌هاي جديد در مقطع كارشناسي‌ارشد دانشگاه الزهرا(س)
استخدام 7 هزار سرايدار در آموزش و پرورش از طريق آزمون
شرايط داوطلبان وزارت آموزش و پرورش براي شركت در دوره كارداني تشريح شد
افزایش حقوق معلمان افغان



« صفحه اصلي | درباره ما | آرشيو | جستجو | پيوند ها | تماس با ما »