|

|
غدير در آيينه شعر
|
| تاريخ و ساعت : ۶ دي ۱۳۸۶ - ۴:۱۴ |
کد خبر : 16055 |
|
در گذر قرون و اعصار، رويداد پر افتخار غدير از موضوعهايي است كه شاعران و سرايندگان انديشمند و چيرهدست، از مذاهب گوناگون درباره آن قصيدههايي زيبا و دلانگيز سرودهاند.
اين اشعار همواره زينت بخش نشستهاي ديني، فرهنگي، انساني و اخلاقي بوده و دوستداران امامت و ولايت، غدير را هر بامداد و شامگاه زمزمه كرده و بدان مترنم شدهاند.
حماسه جاودانه غدير، از رويدادهاي شناخته شدهاي است كه در نظرگاه ياران پيامبر و فرزندان آنان، هيچ رويدادي به شهرت آن نبوده است و درست به همين دليل است كه در اشعار منظوم و منثور بسيار به آن پرداخته شده است.
در ميان وقايع اسلام، تنها واقعه غدير است كه از همان لحظات وقوع قطعه شعري به عنوان سند دايمي ضميمه آن است.
نسلهاي بعدي كه در اثر تبليغات سوء از معارف خود فاصله گرفتهاند، از طريق شاعران برجستهاي چون شعر "حسان بن ثابت" و امثال او درباره غدير، آن را باز يافتهاند.
در طول تاريخ نيز، در كنار اسناد و مدارك حديثي و تاريخي، شعر غدير كه توسط شعراي قرنهاي مختلف سروده شده در حفظ اين ماجرا اثر بسزايي داشته است.
نكته ديگري كه در شعر وجود دارد اين است كه توانسته غدير را در كتابها و محافلي حاضر كند كه با روشهاي ديگر ممكن نيست و يا لااقل آسان نيست.
بسياري از كتب ادبي كه حتي در مواردي مخالف ولايت اهل بيت (ع) بودهاند، به عنوان يك قطعه جالب ادبي از شاعري توانا شعر غدير را نقل كردهاند.
همچنين بسياري از مردم كه براي مطالعه و شنيدن متون علمي وقت و حوصله كافي ندارند، گاهي در يك قطعه شعر ، معارف غدير را درمييابند.
در طول ۱۴قرن، مساله "غدير" نه تنها در قالب اشعار فارسي و عربي بلكه در اشعار تركي، اردو و بسياري از زبانها به نظم كشيده شده است.
اولين قدم در اين زمينه را شاعر زبردست عرب "حسان بن ثابت" برداشت كه با اجازه رسمي پيامبر (ص) لحظاتي پس از خطابه آن حضرت اشعاري را كه درباره غدير سروده بود در حضور مردم خواند.
اين مساله را انبوهي از دانشمندان شيعه و اهل سنت به وفور اشاره كردهاند كه پس از اعلان امامت آسماني امير مومنان(ع) از سوي پيامبر(ص) و به فرمان خدا در آن روز تاريخي، حسان در برابر پيامبر قرار گرفت و گفت:
اجازه ميفرماييد تا در اين مورد سرودهاي را كه هم اكنون پرداختهام براي همگان بخوانم؟ پيامبر فرمود: بخوان و او اين گونه سرود:
"يناديهم يوم الغدير نبيهم بخم و اسمع بالرسول مناديا" پيامبر توحيدگرايان در روز تاريخي غدير براي امت خويش سخن گفت و با چه آواز رسايي فرمود كه همگي شنيدند.
"و قال: فمن مولاكم و وليكم؟ فقالوا و لم يبدوا هناك التعاديا" فرمود: مولا و ولي شما كيست؟ همگي بدون پرده پوشي گفتند:
"الهك مولانا و انت ولينا و لن تجدن منا لك اليوم عاصيا" خداي تو مولاي ماست و تو صاحب اختيار ما هستي و امروز درميان ما نافرمان و مخالفي نخواهي يافت.
"فقال له: قم يا علي فانني رضيتك من بعدي اماما و هاديا" در اين هنگام به علي گفت:اي علي برخيز كه من تو را پس از خود به امامت و رهبري انتخاب كردم.
"فمن كنت مولاه فهذا وليه فكونوا له انصار صدق مواليا" پس هر كه من مولاي اويم، اين شخص ولي اوست، پس ياران با وفايي براي او باشيد و دوستدار.
"قيس انصاري" فرزند "سعد بن عباده" بزرگ خزرج كه در پيكار صفين در سپاه حضرت علي (ع) بود، نيز اين گونه سروده است:
"هنگامي كه دشمن بيداد پيشه بر ما ستم كرد، گفتم پروردگارمان ما را بسنده است و او بهترين يار و سر رشته دار است."
"همان پروردگاري ما را بسنده است كه ديروز در بصره و پيكار جمل پيروزي و سرفرازي را به ما ارزاني داشت."
"هاناي مردم به هوش باشيد كه علي(ع)امام آسماني ما و سالار همه انسانهاست و اين حقيقت و اين موقعيت بلند او را قرآن آورده است.
"عمرو بن عاص" وزير مشاور معاويه و مهره اصلي نظام سركوب و فريب اموي كه از جمله دشمنان كينه توز حضرت علي (ع) است، نيز از شگفتيهاي شخصيت والاي آن حضرت غافل نبوده و پرتويي از ويژگيها و درخشندگيهاي زندگي آن حضرت را بازگو كرده است.
براي نمونه وزير مشاور معاويه درقصيدهاي طولاني كه از ۶۶بيت تشكيل شده، چنين ميسرايد:
"معاويه الحال لا تجهل و عن سبل الحق لا تعدل..."
هاناي معاويه خود را از روند تاريخ و جامعه و فراز و نشيب روزگار به ناداني مزن و از راه حق و عدالت بيشتر از اين انحراف مجوي...
"سيد حميري" اين شاعر بلند آوازه نيز در شمار شاعران و سرايندگان حماسه غدير است كه از جمله در اين مورد چنين ميسرايد:
"هاناي كسي كه دين و ايمان خود را به زرق و برق دنيا و جاه و مقام آن فروخته اي، بدان كه خدا چنين دستوري نداده است."
"تو از كجا و با كدامين معيار و ملاك به دشمني با جانشين راستين پيامبر، علي (ع)برخاستهاي، آن هم با اين آگاهي كه پيامبر خدا از آن حضرت خشنود بود."
"راستي در روز غدير پيامبر گرامي چه كسي را از ميان همه ياران خويش كه بر گردش بودند، ندا داد و نام بلند آوازهاش را برد؟"
"در مورد چه كسي فرمود:اين علي،سررشته دار و امام راستين هر كسي است كه من سررشته دار او هستم؟"
"و دعا كرد كه: بار خدايا،هر آن كه علي را دوست بدارد، تو او را دوست داشته باش و هر كس او را دشمن دارد،تو دشمن او باش!راستي پيامبر،اينها را در مورد چه كسي جز امير مومنان فرمود؟"
و نيز در سروده ديگري درباره حماسه جاودانه غدير اين گونه ميسرايد:
"چرا در يك سرزمين پر طراوت و سرسبز دستور بر زمين نهادن بارها و فرود كاروانها را ندادي؟"
"آري، در سرزمين غدير خم بود كه خدا به پيامبرش پيام داد كه: هان اي محمد (ص) به پا خيز و در ميان مردم سخن بگو."
عدهاي از علماي بزرگ نيز كه قريحه شعري داشتهاند اشعار رسايي درباره غدير سرودهاند كه از جمله آنان ميتوان به شريف رضي، سيد مرتضي، قطب راوندي، حافظ برسي، شيخ كفعمي، شيخ بهايي، شيخ كركي، شيخ حر عاملي، سيد علي خان مدني و آيهالله كمپاني اشاره كرد.
شعراي زبردستي چون ابن رومي، وامق نصراني، حماني، تنوخي، ابوفراس حمداني، بشنوي كردي، كشاجم، ناشي صغير، صاحب بن عباد، مهيار ديلمي، ابو العلاء معري، اقساسي، ابن عرندس، ابن عودي، ابن داغر حلي، بولس سلامه مسيحي در زمره ديگر شاعراني هستند كه درباره غدير شعر سرودهاند.
گذشته از شعراي عرب، شاعران پارسي گوي و اردو زبان و ترك زبان نيز سهم بسزايي در نظم محتواي غدير و حفظ و نشر آن در غالب شعر داشتهاند.
افزون بر قصيدهها و سرودهها از سوي شاعران، دانشمندان و بزرگان بسياري نيز در اين مورد دست به تاليف كتابها و گردآوري ديوانهاي بسياري زده و انبوهي از اين قصيدهها و اشعار زيبا و پر محتوا را به ثبت رساندهاند.
كتاب ارزشمند "الغدير" يادگار علامه اميني از جمله اين فرهنگها و مجموعهها به شمار ميرود كه در نوع خود بينظير است.
"الغدير في الادب الشعبي" حسين بن حسن بهبهاني، "غديريات" علامه اميني، "غديريات هادفه" سيد طالب خرسان، "سرود غدير" علامه سيد احمد اشكوري، "شعراي غدير از گذشته تا امروز" علامه محمد هادي اميني، "پاسداران حماسه غدير" پرويز عباسي، "در ساحل غدير" احمد احمدي بيرجندي، "گلبانگ غدير" محمد مهدي بهداروند، "دريا در غدير" ثابت محمودي از ديگر كتابهايي است كه با موضوع غدير به نگارش درآمده است.
در زمان ما آثار شعر غدير از جنبههاي ادبي فراتر رفته و ارزش تبليغي خاصي به خود گرفته است و انعكاس آن در موارد بسياري چون كتابها، مجلات، روزنامهها و برنامههاي راديويي و تلويزيوني جلوههاي تازهاي به شعر غدير بخشيده است.
"محمد باقر انصاري" از جمله شاعران عصر حاضر است كه درباره واقعه غدير اينگونه سروده است:
"باده بده ساقيا،ولي ز خم غدير چنگ بزن مطربا، ولي به ياد امير وادي خم غدير، منطقه نور شد باز كف عقل پير، تجلي طور شد "آيهالله ميرزا حبيبالله خراساني" نيز غدير را اينگونه توصيف كرده است:
نوبت خم و غدير است امروز بگو،مگو چه روز است؟ امروز تا گويمت اين سخن به اكرام موجود شد از براي امروز "مصطفي محدثي خراساني" نيز در شعر "انتظار آسمان در غدير" خود سروده است:
ملتهب در كنار يك بركه روح تاريخ پير منتظر است دست خورشيد تا نهد در دست آسمان در غدير منتظر است "محمد علي سالاري"، "طاهره موسوي گرمارودي"، "خوشدل كرمانشاهي"، " سيد مصطفي موسوي گرمارودي"، "عليرضا سپاهي لائين"، "ناظم زاده كرماني"، " فرصت شيرازي"، "محمد جواد غفورزاده(شفق)"، "سيد رضا مويد"، "نظيري نيشابوري"، "محمود شاهرخي"، "محمد علي صفري(زرافشان)"،"احمد عزيزي"، "مكرم اصفهاني"، "يوسفعلي مير شكاك" از ديگر شاعراني هستند كه اشعار نغز و پر محتوايي درباره واقعه غدير به رشته نظم كشيدهاند.
بر اين اساس شعر با وزن و قافيهاي كه دارد مدرك ماندگاري در پرونده غدير است كه سينه به سينه حفظ شده و با توجه به اهميت ادبي آن در كتاب ها ثبت شده است تا نام غدير و واقعه غدير خم تا ابد جاودانه بماند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|