|

|
دختر دانشجو در دام خواستگار هزارچهره
|
| تاريخ و ساعت : ۲ مهر ۱۳۸۶ - ۱۶:۱۲ |
کد خبر : 13322 |
|
مرد هزارچهره براي انتقام گيري از دختران جوان از آنها خواستگاري و طعمه هايش را اغفال مي کرد.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل شهريورماه سال جاري دختري دانشجو به نام مينا به دادسراي امور جنايي تهران مراجعه کرد و طي شکايتي به بازپرس قيصري- رئيس شعبه ششم- گفت؛ چندي پيش با جوان شيک پوش و خوش ظاهري آشنا شدم و او به من ابراز علاقه کرد و گفت قصد دارد به خواستگاري ام بيايد و پس از ازدواج مرا به کانادا ببرد تا در آنجا زندگي مشترک مان را آغاز کنيم. به اين ترتيب رابطه دوستانه من با پسر جوان که اميرعرشيا نام دارد ادامه يافت و من به شدت به وي علاقه مند شدم اما پس از مدتي از نوع رفتارش متوجه شدم که قصد دارد مرا فريب دهد.
پس از شکايت مينا بازپرس قيصري از کارآگاهان پليس آگاهي خواست تا تحقيقاتي را در اين رابطه انجام دهند. انجام چهره نگاري از اميرعرشيا که با همکاري دختر جوان صورت گرفت فاش کرد که اين جوان پرونده اتهامي ديگري نيز دارد که در سال81 تشکيل شده و بلاتکليف مانده است. در آن پرونده اميرعرشيا از سوي دختر جواني به نام سحر به آزار و اذيت و کلاهبرداري متهم شده اما سحر پس از طرح شکايت اوليه از پيگيري پرونده خودداري کرده است. از آنجا که احتمال داشت سحر ناگفته هاي زيادي درباره تبهکاري هاي خواستگار قلابي داشته باشد کارآگاهان به بازجويي از او پرداختند. اين دختر که همچنان حاضر به پيگيري شکايت سابق خود نبود سرانجام با اصرار ماموران به افشاي حقيقت پرداخت و گفت؛ من به طور اتفاقي با اميرعرشيا آشنا و به وي علاقه مند شدم، در نهايت اميرعرشيا به خواستگاري ام آمد و خانواده ام نيز با اين ازدواج موافقت کردند، اما شش ماه از آغاز رابطه مان گذشته بود که رفتار اين پسر تغيير کرد. او به مردي بداخلاق و خشن تبديل شد و حتي کار به جايي رسيده بود که مرا به بهانه هاي مختلف با چاقو تهديد مي کرد.
سحر افزود؛«اميرعرشيا از کليد خانه من يک نمونه براي خودش ساخته بود و بدون اجازه من وارد منزلم مي شد و يک بار يک فقره چک دو ميليون و 600 هزار توماني از من سرقت و نقد کرد و پس از آن در چند مرحله دو ميليون تومان وجه نقد ديگر و مقداري از طلا و جواهراتم را ربود و بالاخره من تصميم گرفتم از وي شکايت کنم، اما اميرعرشيا زماني که ماجراي شکايت را شنيد به سراغم آمد و با من درگير شد و پايم را شکست و گفت اگر موضوع را پيگيري کنم مرا مي کشد، براي همين ديگر براي دستگيري او توسط ماموران اصرار نکردم.»
به دست آمدن اين جزئيات از اميرعرشيا کارآگاهان را به اين نتيجه رساند که با يک تبهکار حرفه يي مواجه هستند. آنان با پي گرفتن تحقيقات خود متوجه شدند اين جوان 30 ساله با دختران زيادي در ارتباط است و خود را با نام هاي امير عرشيا، اميرعلي و حميد معرفي مي کند.
پليس در ادامه تلاش کرد دختراني را که توسط خواستگار قلابي اغفال شده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند شناسايي کند.
يکي از اين دختران که دانشجويي به نام مرضيه است، در اظهارات خود گفت؛«از طريق يکي از دوستانم با اميرعرشيا آشنا شدم و او خودش را دکتراي کامپيوتر معرفي کرد و گفت والدينش در امريکا زندگي مي کنند. اميرعرشيا پس از آنکه توانست مرا شيفته خودش کند از من خواستگاري کرد و بعد از مدتي با برقراري رابطه با من و گرفتن مبلغي پول ناپديد شد.»
الهه دختر ديگري بود که در دام خواستگار فريبکار گرفتار شده بود. او در اظهارات خود گفت؛ «اميرعرشيا خودش را خلبان معرفي کرد و به من وعده داده بود پس از ازدواج با هم به خارج از کشور مهاجرت مي کنيم اما او بعد از آنکه مرا دلبسته خودش کرد ناپديد شد ولي پول از من نگرفت.»
کارآگاهان پس از بررسي اظهارات دختران جوان متوجه شدند جوان شياد خودش را دکتراي کامپيوتر، دکتراي آي تي، خلبان و مدير يک شرکت ساختمان سازي معرفي مي کند و از سويي در برخي موارد مدعي مي شود تبعه کانادا است و گاه نيز ادعا مي کند والدينش در امريکا زندگي مي کنند. از آنجا که جوان هزارچهره که نام واقعي اش حميد است در بسياري از موارد به دختران فريب خورده وعده سفر به خارج از کشور مي داد، ابتدا اين احتمال مطرح شد که وي قاچاقچي انسان باشد، اما با بررسي هاي بيشتر اين فرضيه مردود شد.
کارآگاهان در ادامه متوجه شدند حميد سه دستگاه خودروي سمند، پژو 206 و روآ دارد که در اجراي نقشه هاي خود از آنها استفاده مي کند، اما با توجه به اينکه بسياري از فريب خوردگان اين مرد مبلغ زيادي به او نپرداخته بودند منبع درآمد مرد هزارچهره در هاله يي از ابهام قرار داشت تا اينکه سرانجام پليس توانست زني 60 ساله به نام مهديس را شناسايي کند که از دو سال قبل با حميد در ارتباط بود. مهديس گفت؛«دو سال پيش حميد يک روز زنگ خانه مرا به صدا درآورد و گفت در همسايگي ما شرکت دارد و چون دفترشان تعطيل است مي خواهد چند تکه از وسايلش را در ساختمان من به امانت بگذارد و من نيز خواسته او را پذيرفتم و از آن به بعد بود که رفت وآمدهاي حميد به خانه من شروع شد، او ابتدا به من مي گفت چون مادر ندارد احساس مي کند من مادرش هستم و به اين ترتيب دل مرا به رحم آورد و در ادامه از من خواستگاري کرد و ما با هم عقد موقت کرديم و او در چند مرحله 15 ميليون تومان به همراه يک سرويس گرانقيمت طلا از من کلاهبرداري کرد.»
در نهايت در حالي که 15 تن از طعمه هاي مرد هزارچهره شناسايي شده بود، کارآگاهان از مينا - نخستين شاکي - خواستند به بهانه يي با جوان تبهکار قرار ملاقات بگذارد. سرانجام هنگامي که حميد براي ملاقات با آخرين طعمه اش به ميدان هفت تير مراجعه کرد دستگير شد.
اين جوان 30 ساله روز گذشته از سوي بازپرس قيصري تحت بازجويي قرار گرفت و با پذيرفتن جرم خود گفت؛ شش سال قبل با دختري به نام مهناز آشنا و به شدت به وي علاقه مند شدم به گونه يي که بدون او نمي توانستم زندگي کنم اما پس از مدت ها رابطه عاشقانه او مرا رها کرد و اين مساله موجب شد از دختران کينه به دل بگيرم. هدف اصلي من از کارهايي که انجام دادم اين بود که دختران را به خودم وابسته و سپس رها کنم تا از اين طريق به آنها ضربه روحي و عاطفي وارد کنم و انتقامم را بگيرم.
بنا بر اين گزارش حميد هم اکنون در بازداشت به سر مي برد و پليس احتمال مي دهد تعداد قربانيان نقشه کينه جويانه او بيشتر از 15 دختر باشد.
|
موارد مرتبط :
|
|
|
|
|
|
|
|
|