|
هم خود نبىاكرم از لحاظ شخصيت، در اوج قلّه عالم آفرينش است؛ چه در آن ابعادى كه براى بشر قابل فهم است، مثل همين معيارهاى عالى انسانى - عقل، تدبير، هوشمندى، كرم، رحمت، عفو، قاطعيت و از اين قبيل چيزها - چه در آن ابعادى كه از مرتبه ذهن انسان بالاتر است - ابعاد نشاندهنده تجلّى اسم اعظمِ حق در وجود پيغمبر اكرم و مقام قرب پيغمبر به خداى متعال - كه ما از اينها فقط نامى و صورتى مىشنويم و مىدانيم و حقيقت آن را خداى بزرگ و اولياى بزرگش مىدانند و هم پيام آن بزرگوار يك پيام بالاترين و بهترين براى سعادت انسان است؛ پيام توحيد، پيام ارتقاء مرتبه انسان و پيام تكامل وجود بشر.
درست است كه بشريت، تا امروز توفيق پيدا نكرده است كه اين پيام را بهطور كامل در همه ابعادش در زندگى خود پياده كند؛ وليكن بىگمان حركت تعالى و ترقّى انسان، يك روز به اينجا خواهد رسيد. اين يك نقطه اوج و يك تعالى براى انسان است. با فرض اينكه فكر و فهم بشريت و ادراكات عالى و دانش او رو به پيشرفت است و پيام اسلام، هم زنده است، شكّى نيست كه يك روز اين پيام، جاى خود را در زندگى جامعه بشرى پيدا خواهد كرد. حقّانيت پيام نبوى، حقّانيت توحيد اسلام، درس اسلام براى زندگى و راه اسلام براى سعادت و پيشرفت انسان، بشر را به آن نقطهاى خواهد رساند كه اين جاده روشن و هموار را پيدا كند و در آن قدم بگذارد و پيش برود و تعالى و تكامل خود را بيابد.
علماى اسلام، روشنفكران مسلمان، نويسندگان، شعرا و هنرمندان در دنياى اسلام، امروز وظيفه دارند تا آنجايى كه توان آنها اجازه مىدهد، شخصيت نبىاكرم و ابعاد عظمت اين وجود بزرگ را براى مسلمانان و غير مسلمانان ترسيم كنند.
آنچه كه براى ما مسلمانها مهم است، اين است كه معرفت خود را نسبت به اسلام و پيغمبر گرامى اسلام، زياد كنيم. امروز در دنياى اسلام يكى از دردهاى بزرگ، درد تفرقه و جدايى است. محور وحدت عالم اسلام، مىتواند وجود مقدّس پيغمبر - نقطه اعتقاد همه؛ نقطه تمركز عواطف همه انسانها - باشد. ما مسلمانها هيچ نقطهاى را به اين روشنى و به اين جامعيت - مثل وجود مقدّس پيغمبر - نداريم؛ كه هم مسلمانها به او معتقدند، هم علاوه بر اعتقاد، يك پيوند عاطفى و معنوى، دلها و احساسات مسلمانان را به آن وجود مقدّس، متّصل كرده است. اين بهترين مركز وحدت است.
تصادفى نيست كه ما مشاهده مىكنيم در اين سالهاى اخير، مثل دوران قرون وسطى و دوران تحليلهاى مغرضانه مستشرقين،نسبت به ساحت مقدس نبىاكرم اهانت روا مىدارند. در دوران قرون وسطى كشيشان مسيحى در نوشتهها، گفتارها و كارهاى هنريشان و در دورانى كه تاريخ نويسى مستشرقين باب شد، همانها در آثارشان به شخصيت پيغمبر اكرم اهانت مىكردند. در قرن گذشته هم باز ديديم كه مستشرقين غيرمسلمانِ غربى يكى از نقاطى را كه مورد تشكيك و در مواردى مورد اهانت قرار دادند، شخصيت مقدس و مبارك نبىاكرم بود!
مدت ها فاصله شده بود؛ ولى اخيراً باز شروع كردند. در چند سال اخير، انسان يك تهاجم مطبوعاتى و فرهنگى پليد و شومى را در اكناف عالم نسبت به شخصيت نبىاكرم صلّىاللَّهعليهوآلهوسلّم مشاهده مىكند. اين كار مىتواند حساب شده باشد؛ چون به اين نقطه توجّه شده است كه مسلمانان مىتوانند برگرد محور وجود مقدّس نبىاكرم و اعتقاد و محبت و عشق به او جمع شوند. لذا آن مركز را مورد مناقشه قرار مىدهند.
علماى اسلام، روشنفكران مسلمان، نويسندگان، شعرا و هنرمندان در دنياى اسلام، امروز وظيفه دارند تا آنجايى كه توان آنها اجازه مىدهد، شخصيت نبىاكرم و ابعاد عظمت اين وجود بزرگ را براى مسلمانان و غير مسلمانان ترسيم كنند. اين امر به اتّحاد امت اسلامى و به خيزشى كه امروز در نسلهاى جوان امت اسلام به سوى اسلام مشاهده مىشود، كمك خواهد كرد.
گزيدهاي از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران نظام به مناسبت هفدهم ربيعالاوّل
31/ 03/ 79
--------------------------------------------------------------------------------
يكى از صدقات جاريه انقلاب كه به بركت ذهن بيدار امام راحل رضوان اللَّه تعالى عليه تحقّق پيدا كرد، اين بود كه ايام ولادت نبىّ اكرم عليه و على آله الصّلاة و السّلام، به عنوان ايام وحدت معرفى شد. از اين جهت اين مسأله جالب است كه وحدت اسلامى يك آرزوست. بعضى واقعاً اين آرزو را دارند، بعضى هم يك حرفى مىزنند؛ لقلقه لسانى است. به هر صورت اين آرزو، يك راه عملى لازم دارد.
هيچ آرزويى بدون مجاهدت و تلاش تحقّق پيدا نمىكند و وقتى كه ما به راههاى عملى براى اين مقصود و اين آرزو فكر مىكنيم، يكى از بهترينها و بزرگترينها، همين شخصيت عظيم الشّأن عالم خلقت، يعنى وجود مبارك پيامبر گرامى و مركزيّت اين بزرگوار براى عواطف و عقايد عامّه مسلمين است. در بين حقايق و معارف اسلامى، چيزى كه به اين صورت مورد توافق آراء و عقايد و نيز عواطف همه مسلمين باشد، شايد نداشته باشيم يا خيلى نادر باشد؛ چون عواطف هم نقش زيادى دارد. به غير از بعضى اقليّتها و جمعيتهاى جدا شده از عامّه مسلمين كه به عواطف چندان اهميت نمىدهند و كارى به محبّت، توجّه و توسّل ندارند، عامّه مسلمين، با عواطف نسبت به نبىّ اكرم عليه و على آله الصّلاة والسّلام سروكار دارند. بنابراين، وجود اين بزرگوار مىتواند محورى براى وحدت باشد.
گزيدهاي از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام و ميهمانان خارجى شركت كننده در كنفرانس بينالمللى وحدت اسلامى 24/ 05/ 74
--------------------------------------------------------------------------------
مسلمين و روشنفكران اسلامى بايد بر روى شخصيت و تعاليم اين بزرگوار و محبّت به اين بزرگوار، با ديد همه گير نسبت به اسلام سرمايه گذارى كنند. از جمله عواملى كه مىتواند محور اين وحدت قرار گيرد و همه مسلمين مىتوانند بر آن اتّفاق نظر كنند، تبعيّت از اهل بيت پيغمبر است. اهل بيت پيغمبر را همه مسلمين قبول دارند. البته شيعه اعتقاد به امامت آنان دارد؛ غير شيعه، آنان را به معناى امامت در اصطلاح شيعى، امام نمىداند، لكن از بزرگان اسلام كه مىداند، خانواده پيغمبر كه مىداند، مطّلع از معارف و احكام اسلامى كه مىداند. مسلمين بايد در عمل به كلمات ائمّه عليهم السّلام و اهل بيت پيغمبر، اتّفاق كلمه كنند. اين يكى از وسايل وحدت است.
گزيدهاي از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام و ميهمانان خارجى شركت كننده در كنفرانس بينالمللى وحدت اسلامى 24/ 05/ 74
--------------------------------------------------------------------------------
ولادت نبىّ اكرم، براى هر فرد مسلمان نقطهاى برجسته در تاريخ است. بعدها همين ولادت به يك حركت عظيم در تاريخ بشر منتهى شد. هر فضيلتى كه در دنيا، ولو بهطور غيرمستقيم وجود دارد، ناشى از آن بعثت و اقامه مكارم اخلاق بهوسيله آن پيغمبر عظيمالشّأن است. هر مسلمانى مىداند كه براى تمركز عواطف دنياى اسلام و احساساتِ فرَقِ مختلفِ مسلمين، نقطهاى بهتر از وجود مقدّس پيغمبر اكرم وجود ندارد؛ چون همه مسلمين اين بزرگوار را دوست دارند و وى محور امّت اسلامى در طول تاريخ است. پس اين ولادت براى ما حائز اهميت است.
گزيدهاي از بيانات مقام معظّم رهبرى در ديدار كارگزاران و مسؤولان نظام و مهمانان كنفرانس وحدت اسلامى 04/ 06/ 73
--------------------------------------------------------------------------------
پيامبر(ص) محور اصلى تجمع مسلمانان
مطلب دوم، در مورد شخص نبىّاكرم(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) است. نام و ياد و محبت و حرمت و تكريم اين بزرگوار، محور اصلى براى تجمع همهى آحاد مسلمان در همهى دورههاى اسلامى است. هيچ نقطهى ديگرى در مجموعهى دين وجود ندارد كه اين طور از همهى جهات - هم جهات عقلى، هم جهات عاطفى، هم جهات روحى و معنوى و اخلاقى - مورد قبول و توافق و تفاهم همهى فِرَق و آحاد مسلمين باشد. اين، آن نقطهى مركزى و محورى است.
قرآن و كعبه و فرايض و عقايد، همه مشتركند؛ اما هر كدام از اينها، يك بُعد از شخصيت انسان - مثل اعتقاد، محبت، گرايش روحى، حالت تقليد و تشبّه و تخلق عملى - را به خود متوجه مىكند. وانگهى در ميان مسلمانها، غالب اين چيزهايى كه گفته شد، با تفسيرها و ديدگاههاى مختلف مورد توجه است؛ اما آنچه كه همهى مسلمانها از لحاظ فكر و اعتقاد و - مهمتر از عاطفه و احساس - وحدت و تفاهم، روى او اشتراك دارند، وجود مقدس پيامبر خاتم و نبىّاكرم حضرت محمّدبن عبداللَّه(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) است. اين نقطه را بايد بزرگ شمرد. اين محبت را بايد روزبهروز بيشتر كرد و اين گرايش معنوى و روحى به آن وجود مقدس را بايد در ذهن مسلمين و در دل آحاد مردم تشديد كرد.
شما مىبينيد كه در توطئه و تهاجم فرهنگى به اسلام، يكى از قسمتهايى كه مورد توطئهى خباثتآميز دشمن قرار مىگيرد، همين وجود مقدس و بزرگوار است كه در آن كتاب شيطانى(کتاب آيات شيطاني) مورد تهاجم قرار گرفت و نشان داد كه توطئهى دشمن در مجموعهى عقايد و عواطف ملت مسلمان، به كجاها ناظر است.
گزيدهاي از سخنرانى در ديدار با قاريان چهل كشور جهان و جمعى از روشنضميران، در سالروز بعثت رسولاكرم(ص) 04/ 12/ 68
--------------------------------------------------------------------------------
بزرگترين مايه وحدت
وجود نبىّ مكرّم اسلام(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم)، بزرگترين مايهى وحدت در همهى ادوار اسلامى بوده است و امروز هم مىتواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدسِ بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مركز و محور عواطف و عقايد همهى مسلمانهاست و همين محوريت، يكى از موجبات انس دلهاى مسلمين و نزديكى فِرَق اسلامى با يكديگر به حساب مىآيد.
ابعاد شخصيت نبىّ اكرم را هيچ انسانى قادر نيست به نحو كامل بيان كند و تصوير نزديك به واقعى از شخصيت آن بزرگوار ارايه نمايد. آنچه ما از برگزيدهى پروردگار عالم و سرور پيامبرانِ سراسر تاريخ شناخته و دانستهايم، سايه و شبحى از وجود معنوى و باطنى و حقيقى آن بزرگوار است؛ اما همين مقدار معرفت هم براى مسلمانان كافى است تا اولاً، حركت آنها را به سمت كمال تضمين كند و قلهى انسانيت و اوج تكامل بشرى را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانياً، آنها را به وحدت اسلامى و تجمع حول آن محور تشويق كند. بنابراين، توصيهى ما به همهى مسلمانان عالم اين است كه روى ابعاد شخصيت پيامبر و زندگى و سيره و اخلاق آن حضرت و تعاليمى كه از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، كار زيادى بشود.
بايد روى معرفى شخصيت رسول اكرم(ص) كار كنيم
بعد از دوران قرون وسطى كه در دنياى مغرب زمين و مسيحيت، تهاجم تبليغاتى وسيعى نسبت به شخصيت رسول اكرم(ص) انجام گرفت و دشمنانِ سوگندخوردهى اسلام فهميدند كه يكى از راههاى مبارزه با اسلام اين است كه چهرهى نبىّ مكرّم اسلام(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) را مخدوش بكنند و كارهاى زيادى هم در اين زمينه انجام گرفت، تا امروز كه دشمن به نحو مستمر و با شيوههاى مختلف، روى امحاى شخصيت پيامبر از ذهنهاى آزادگان عالم كار كرده است، مردم بسيارى در دنيا هستند كه اگر پيامبر اسلام را به همان اندازهيى كه مسلمانها مىشناسند يا حتّى كمتر از آن بشناسند - يعنى حقيقتاً فقط شبحى از آن چهرهى منوّر بر دلهاى آنان آشكار بشود - عقيده و گرايش آنها نسبت به اسلام و معنويت اسلامى تضمين خواهد شد. ما بايد روى اين مسأله كار كنيم.
بزرگترين تبليغ براى اسلام، شايد همين باشد كه ما چهرهى پيامبر اسلام را براى بينندگان و جويندگان عالم روشن كنيم و بسيار بجاست قبل از آن كه دشمنان و مخالفان، با روشهاى و شيوههاى فرهنگى و هنرى پيچيدهى خود، چهرهى آن بزرگوار را در اذهان مردمِ بىخبرِ عالم مخدوش كنند، مسلمانانِ هنرمند و مطلع و وارد به شيوههاى گوناگون در عالم، با بيان و تبليغ و تبيين راجع به آن شخصيت معظّم و مكرّم، كار علمى و فرهنگى و هنرى و تبليغى بكنند. اينها كارهاى لازمى است.
شما در همين اواخر ملاحظه كرديد كه وقتى استكبار جهانى به بركت انقلاب اسلامى، با رشد معنوى اسلام مواجه شد و در جبههى نظامى و سياسى نتوانستند انقلاب و جمهورى اسلامى را - كه امروز مظهر و نمودار اسلام عملى است - بكوبند و شكست بدهند و خواستند به تهاجم فرهنگى دست بزنند، مزدور خودشان را وادار كردند تا به شخصيت رسول اكرم و نبىّ معظّم اهانت بكند و شيطان صفتى، به دستور شياطين زر و زور عالم، آن كتاب شيطانى(کتاب آيات شيطاني) را بنويسد كه البته با پاسخ و عكسالعمل قاطع مسلمين عالم و در مقدّم آنان، امام بزرگوار و رهبر عظيمالشّأن و فقيد ما مواجه شدند كه به هدر بودن خون آن شيطان صفت و اعدام او حكم كردند.
پس، يك مطلب اين است كه بايد روى معرفى شخصيت رسول اكرم كار كنيم، و نه فقط شخصيت آن بزرگوار به معناى زندگى آن حضرت، بلكه ابعاد گوناگون وجود آن بزرگوار مثل: اخلاقيات و روش حكومت و مردمدارى و عبادت و سياست و جهاد و تعليمات خاص را مورد توجه قرار دهيم. نه فقط هم كتاب بنويسيم، بلكه بايد كار هنرى و تبليغى را با شيوههاى جديد و با استفاده از تكنيكهاى موجود شروع كنيم و نه فقط در جمهورى اسلامى، بلكه در همهى انحاى جهان اسلام، آن را انجام دهيم.
گزيدهاي از سخنرانى در ديدار با ميهمانان كنفرانس وحدت اسلامى، روحانيون و مسؤولان و ائمهى جمعه و برادران اهل تسنن و تشيع استانهاى كردستان و كرمانشاه و جمعى از اقشار مختلف مردم قزوين، مباركه، سرخه و خواف 24/ 07/ 68
--------------------------------------------------------------------------------
منجي بزرگ بشريت
يقيناً آن روزى كه دنياى ظلمانىِ زمان ولادت پيغمبر، با نور الهىِ اين وجود مقدّس منوّر شد، بايد مبدأ تاريخ جديدى براى بشريت محسوب شود. همانطورى كه اميرالمؤمنين عليهالصّلاةوالسّلام در بياناتشان فرمودند، در آن روز بر اثر حاكميت قوانين و سلطههاى ظالمانه، نور سعادت از ميان جوامع بشرى رخت بربسته بود؛ «والدّنيا كاسفة النّور، ظاهرة الغرور». نور وجود پيغمبر از همان آغاز، نشانههاى حاكميت حق و دلايل حضور برهان الهى را در ميان مردم آشكار كرد. عجايبى كه در هنگام ولادت پيغمبر اكرم رخ داده است، در حقيقت هشدارى به بشريت و تاريخ محسوب مىشود. اينكه كاخ كسرى در هنگام اين ولادت آسيب ببيند، يا آتشكدههايى خاموش شود، يك معناى نمادين هم دارد. معناى نمادين اين حقايق و حوادث اين است كه با ظهور اين مولود مبارك، راهى در مقابل پاى بشر گذاشته خواهد شد و بشريّت بايد از ظلماتِ اوهام و نظامهاى ظالمانه نجات پيدا كند. اينكه چه كسانى اين راه را انتخاب كنند و با قدرت بپيمايند و چه كسانى از آن اعراض كنند و به خيرات آن نرسند، به اراده و خواست انسانها بستگى دارد. خود آنها هستند كه سرنوشت و آينده خودشان را به دست خود انتخاب مىكنند؛ ليكن اين راه در مقابل انسانها گذاشته شده است. علاوه بر اين، سنّت الهى هم بر اين است كه حركت عمومى بشر، به سمت همين هدفهاى والا ترتيب داده شود. اين چيزى است كه بهطور قهرى و طبيعى، جامعه بشريّت به سمت آن حركت مىكند. همچنان كه همه حوادث تاريخ هم اين را نشان داده است؛ تعالى علمى بشرى و پيشرفت معرفتى انسان، همه در جهت تعاليم نبىّ اكرم اسلام و به سوى نهايتِ اين راه است.
امروز هم بيش از هميشه، انسانها به تعاليم روشنگر پيغمبر اسلام احساس نياز مىكنند. ملت ما مفتخر است كه بحمداللَّه با اراده و تصميم و ايستادگى و مقاومت خود، اوّلاً اين راه را آگاهانه انتخاب كرد؛ ثانياً بر پيمودن اين راه استقامت ورزيد و پافشارى كرد. براى ملت ايران افتخار بزرگى است كه پرچمدار دعوت نبوى در همه عرصههاى حيات باشد. اسلام فقط براى اين نيامد كه اعتقادى را در زواياى قلب و ذهن انسانها بهوجود آورد؛ ولو آن اعتقاد، در عمل و زندگى آنها هيچگونه اثرى نگذارد. اسلام آمد تا زندگى را متحوّل كند و راه بشر را تصحيح نمايد. اعتقاد به اسلام، سرچشمه عمل بشر است. احكام و قوانين اسلام، فراگيرِ همه عرصههاى زندگى انسانهاست - زندگى اجتماعى، زندگى فردى، زندگى سياسى و مشى اقتصادى - و اسلام براى همه آنها برنامه و راهنمايى دارد. امروز بحمداللَّه ملت ايران مفتخر است كه همه عرصههاى زندگى خود را تحت تعليم اسلام گذاشته است. البته واقعيّت زندگى ما، با آن چيزى كه اسلام از ما مىخواهد، فاصله بسيار زيادى دارد؛ ليكن جهتگيرى نظام اسلامى به سمت پُر كردن اين فاصله است و بحمداللَّه به فضل انقلاب و با راهنمايى امام بزرگوار و با همّت مجاهدانه ملت ايران، در اين سالها اين جهتگيرى را داشتهايم و روزبهروز ملت ايران در اين راه راسختر شده است.
گزيدهاي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى به مناسبت ولادت نبىاكرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) 20/ 03/ 80
--------------------------------------------------------------------------------
در مقياسهاى بشرى، مبارك بودن يك مولود و يك ولادت، به آثارى است كه بر آن ولادت مترتّب مىشود؛ چه مستقيم و چه غيرمستقيم. اگر اين مقياس، مقياس درستى است - كه هست - بايد عرض كنيم، مباركترين مولودى كه در طول تاريخ متولّد شده است، وجود مقدّس نبىّمكرّم اسلام صلّىاللَّهعليهوآلهوسلّم است. اين بركات، از لحظه ولادت شروع مىشود؛ اين عجيب هم نيست. حضرت عيسى عليهالصّلاةوالسّلام در آغاز ولادت فرمود: «و جعلنى مباركاً اين ما كنت». مبارك بودن خود را از اوّلين ساعات يا اوّلين روزهاى ولادت اعلام كرد. در مورد پيامبر ما نيز همينطور است.
آنچه تواريخ ثبت كردهاند كه كنگره كاخ كسرى فرو ريخت، يا آتشكده قديمى خاموش شد - و از اين قبيل علائم و نشانههايى كه ثبت شده است - اينها همه مبشّرات بركات وجود اين موجود عظيم است. هر آنچه در اين عالم بر اساس حاكميت شرك و كفر و استبداد و ظلم و تفرقه بين آحاد انسان وجود داشته است، بايد به بركت وجود اين انسان والا و ممتاز و بىنظير، بتدريج زايل شود. آنچه آن بزرگوار در مقام عمل و مجاهدت برعهده گرفت، سنگينترين بخش اين كار بود. شروع اين راه و آغاز اين دعوت، مهمترين بخش اين كار محسوب مىشد.
فقط هم مسلمانان نيستند كه از تعاليم نبوى بهره گرفتهاند. دانش امروزِ دنيا، تمدّن امروزِ دنيا، معرفتى كه امروز در اين دنيا هست و پيشرفت كاروان بشر، مرهون وجود اوست.
اشكال دنياى آن عصر اين بود كه آحاد مردم و طبقات جامعه در همه جاى عالم، به حاكميت غير خدا، به حاكميت طاغوتها، به حاكميت ظلم و به اختلاف طبقات خو گرفته بودند. چه كسانى بايد در مقابل اين مظاهر بايستند؟ قاعدتاً مظلومان. وقتى مظلومان خودشان هم باور مىكنند كه بايد حاكميت ظلم مستقر باشد، اميد اصلاح از بين مىرود. بيدار كردن مردم، بيدار كردن دنيا و بيدار كردن بشريّت، كار بزرگ پيامبر اكرم و دعوت نبوى بود؛ «ان هو الّا ذكر للعالمين». اين ذكر است، ياد است، تذكّر است، هشدار است، بيدارباش براى همه بشر است. آنجايى كه خودِ آن بزرگوار متصدّى و متحمّل اين بيدارباش شد، جزو سختترين جاها بود. تعصّبها، قبيلهگريها، مسائل شخصى و فرديتهاى گوناگون، كار آن بزرگوار را دشوار مىكرد. آن حضرت مجاهدت سختى را متحمّل شد، تا توانست اين بنبست بشرى را باز كند و اين صخره عظيم را بشكافد. بعد از آن تا امروز، هر كس هر حركتى كرده است، به دنبال آن بزرگوار و در ادامه آن راه و با كمك ضرب دست اين انسان والا بوده است.
فقط هم مسلمانان نيستند كه از تعاليم نبوى بهره گرفتهاند. دانش امروزِ دنيا، تمدّن امروزِ دنيا، معرفتى كه امروز در اين دنيا هست و پيشرفت كاروان بشر، مرهون وجود اوست.
گزيدهاي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى به مناسبت ميلاد پيامبر اكرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) 10/ 04/ 78
--------------------------------------------------------------------------------
ولادت نبىّ اكرم صلّىاللَّهعليهوآلهوسلّم، از چند نظر براى ما مسلمانان حائز اهميّت است. يعنى سالگرد بسيار بامعنا و پرمضمونى است. جهت اوّل اين است كه ولادت آن بزرگوار، در دنيا و در تاريخ، در زمانى واقع شد كه بشريّت بر روى هم - نه يك ملت خاص يا اهل كشور خاصّى را عرض كنيم؛ بلكه مجموعه بشريّت - دو خصوصيت بارز داشت. يكى از اين دو خصوصيت اين بود كه از لحاظ علمى و عقلانى و فكرى، نسبت به آحاد بشر در ادوار گذشته خودش، بسيار پيشرفته بود. در ميان آنها، فلاسفهاى پديد آمده و دانشمندانى پيدا شده بودند - رياضيدانها، پزشكان، مهندسين بزرگ - و تمدّنهايى سرِ پا شده بود. اين تمدّنها، بدون علم كه نمىشد! آكادميها درغرب، هگمتانهها در شرق، تمدّن چين، تمدّن مصر و تمدنهاى بزرگ تاريخى، همه عبور كرده بودند. يعنى بشر، كامل شده بود. اين، يك خصوصيت.
خصوصيت دوم - كه جمع اين دو خصوصيت با هم، خيلى عجيب است - اين است كه بشر در آن روز از لحاظ اخلاقى، از هميشه گذشته، منحطتر، يا اگر نخواهيم اين نسبت را بيان كنيم، بايد بگوييم: در اوجِ انحطاط بود. همين بشرِ برخوردار از علم و دانش، بهشدّت اسير تعصّبات، اسير خرافات، اسير خودخواهيها، اسير ظلم و ستم و اسير دستگاههاى حكومتهاى مردمكُش و ضدّبشرى بود. چنين وضعى در دنيا حاكم بود. كسى اگر تاريخ را ملاحظه كند، خواهد ديد كه در آن دوران، همه بشريّت اسير بودند. همانطور كه در كلام اميرالمؤمنين عليهالصّلاةوالسّلام است كه «فى فتن داستهم بأخفافها و وطئتهم باظلافها و قامت على سنابكها.» در نهايت فتنه و فشار و مشكلات و برادركشى. بشر زندگى تلخى را مىگذرانيد. «نومهم سهود.» در همين خطبه، اميرالمؤمنين مىفرمايد: «خواب راحت به چشم مردم نمىآمد.» ...
اينكه در آثار و تواريخ هست كه كنگره كاخ كِسرى شكست و نشانههاى بتپرستى و شرك در گوشه و كنار دنيا متزلزل شد، اگر اين آثار قطعيّت داشته باشد، شايد همان قدرتنمايى الهى است، براى اعلام رمزىِ حضور اين قدرتى كه قرار است همه پايههاى ظلم و فساد را درهم بشكند و علم را از خرافه و تمدّن را از فساد و ظلم، پاك و آراسته كند. اين كار را پيغمبر بزرگوارِ ما كرد. اين مولود مقدّس، در هنگام بعثت بزرگ خود، با چنان دنيايى روبهرو شد و با جهادى بسيار دشوار، انسانيت را از جهل، از خرافات، از فساد، از ظلم، از تعصّبات دودمان برانداز، از زورگويى انسانها به يكديگرو ستم انسانها و سوار شدن آنها بر دوش يكديگر، جلوگيرى كرد. اصلاً بساط بشريّت را دگرگون كرد. يك بساط جديد و يك وضع جديد را در دنيا به وجود آورد. بديهى است كه كار پيغمبر خاتم صلّىاللَّهعليه وآلهوسلّم، اين نبوده است كه همه دنيا را اصلاح كند. نه! آن بزرگوار بايستى اين مستوره عملى را، اين نمونه درست را از وحى الهى مىگرفت و به بشر مىداد، تا بشر در طول زندگى خود آن را به كار بندد، و از آن لحظه به لحظه استفاده كند. اينكه چه كسى به كار بست و چه كسى ضايع كرد، بحث ديگرى است. آن بزرگوار، رسالت خود را به تمام انجام داد و كار خود را كامل كرد و به جوار رحمت الهى پيوست.
گزيدهاي از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و قشرهاى مختلف مردم در روز «ولادت پيامبر اكرم (ص) و امام صادق (ع)» 14/ 06/ 72
--------------------------------------------------------------------------------
خداى متعال به ما مسلمانان دستور داده است كه از پيامبر تبعيت كنيم. اين تبعيت، در همه چيز زندگى است. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود، بلكه در رفتار خود، در هيأت زندگى خود، در چگونگى معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان، در معاملهاش با دشمنان و بيگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقويا، در همه چيز اسوه و الگوست. جامعهى اسلامى ما آن وقتى به معناى واقعى كلمه جامعهى اسلامىِ كامل است، كه خود را بر رفتار پيامبر منطبق كند. اگر به طور صددرصد مثل رفتار آن حضرت عملى نيست - كه نيست - لااقل شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عكس جريان زندگى نبىّاكرم بر زندگى ما حاكم نباشد؛ در آن خط حركت بكنيم.
صحنهى اول از زندگى پيامبر، صحنهى دعوت و جهاد
در سه صحنه از صحنههاى مهم زندگى، جملات مختصرى از آن بزرگوار عرض مىكنم. البته در اين باب كتابهاى مفصل نوشته شده است و سخن، طولانىتر و مبسوطتر از آن است كه در گفتارهايى از اين قبيل بشود حق آن را ادا كرد. از هر خرمن گلى، خوشهيى بايد چيد؛ براى اينكه در ذهن ما ياد آن بزرگوار هميشه زنده باشد.
صحنهى اول از زندگى پيامبر، صحنهى دعوت و جهاد بود. كار مهم پيامبر خدا، دعوت به حق و حقيقت، و جهاد در راه اين دعوت بود. در مقابل دنياى ظلمانى زمان خود، پيامبر اكرم دچار تشويش نشد. چه آن روزى كه در مكه تنها بود، يا جمع كوچكى از مسلمين او را احاطه كرده بودند و در مقابلش سران متكبر عرب، صناديد قريش و گردنكشان، با اخلاقهاى خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته بودند، و يا عامهى مردمى كه از معرفت نصيبى نبرده بودند، وحشت نكرد؛ سخن حق خود را گفت، تكرار كرد، تبيين كرد، روشن كرد، اهانتها را تحمل كرد، سختيها و رنجها را به جان خريد، تا توانست جمع كثيرى را مسلمان كند؛ و چه آن وقتى كه حكومت اسلامى تشكيل داد و خود در موضع رئيس اين حكومت، قدرت را به دست گرفت. آن روز هم دشمنان و معارضان گوناگونى در مقابل پيامبر بودند؛ چه گروههاى مسلح عرب - وحشيهايى كه در بيابانهاى حجاز و يمامه، همهجا پراكنده بودند و دعوت اسلام بايد آنها را اصلاح مىكرد و آنها مقاومت مىكردند - و چه پادشاهان بزرگ دنياى آن روز - دو ابرقدرت آن روز عالم؛ يعنى ايران و امپراتورى روم - كه پيامبر نامهها نوشت، مجادلهها كرد، سخنها گفت، لشكركشيها كرد، سختيها كشيد، در محاصرهى اقتصادى افتاد و كار به جايى رسيد كه مردم مدينه گاهى دو روز و سه روز، نان براى خوردن پيدا نمىكردند. تهديدهاى فراوان از همه طرف پيامبر را احاطه كرد. بعضى از مردم نگران مىشدند، بعضى متزلزل مىشدند، بعضى نق مىزدند، بعضى پيامبر را به ملايمت و سازش تشويق مىكردند؛ اما پيامبر در اين صحنهى دعوت و جهاد، يك لحظه دچار سستى نشد و با قدرت، جامعهى اسلامى را پيش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود كه به بركت ايستادگى پيامبر در ميدانهاى نبرد و دعوت، در سالهاى بعد توانست به قدرت اول دنيا تبديل شود.
صحنهى دوم از زندگى پيامبر، صحنهى رفتار با مردم
صحنهى دوم از زندگى پيامبر، رفتار آن حضرت با مردم بود. هرگز خلق و خوى مردمى و محبت و رفق به مردم و سعى در استقرار عدالت در ميان مردم را فراموش نكرد؛ مانند خود مردم و متن مردم زندگى كرد؛ با آنها نشستوبرخاست كرد؛ با غلامان و طبقات پايين جامعه، دوستى و رفاقت كرد؛ با آنها غذا مىخورد؛ با آنها مىنشست؛ با آنها محبت و مدارا مىكرد؛ قدرت، او را عوض نكرد؛ ثروت ملى، او را تغيير نداد؛ رفتار او در دوران سختى و در دورانى كه سختى برطرف شده بود، فرقى نكرد؛ در همه حال با مردم و از مردم بود؛ رفقِ به مردم مىكرد و براى مردم عدالت مىخواست.
در جنگ خندق، وقتى كه مسلمين در مدينه از همه طرف تقريباً محاصره بودند و غذا به مدينه نمىآمد و آذوقهى مردم تمام شده بود، به طورى كه گاهى دو روز، سه روز كسى غذا گيرش نمىآمد كه بخورد، در همان حال پيامبر اكرم خودش در خندق كندن در برابر دشمن، با مردم مشاركت مىكرد و مانند مردم گرسنگى مىكشيد.
صحنهى سوم از زندگى پيامبر، صحنهى ذكر و عبادت الهى
و بالاخره صحنهى سوم از زندگى پيامبر، ذكر و عبادت الهى آن حضرت بود. پيامبر با آن مقام و با آن شأن و عظمت، از عبادت خود غافل نمىشد؛ نيمهى شب مىگريست و دعا و استغفار مىكرد. امسلمه يك شب ديد پيامبر نيست؛ رفت ديد مشغول دعا كردن است و اشك مىريزد و استغفار مىكند و عرض مىكند: «اللّهم و لا تكلنى الى نفسى طرفة عين». امسلمه گريهاش گرفت. پيامبر از گريهى او برگشت و گفت: اينجا چه مىكنى؟ عرض كرد: يا رسولاللَّه! تو كه خداى متعال اينقدر عزيزت مىدارد و گناهانت را آمرزيده است - «ليغفرلك اللَّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر» - چرا گريه مىكنى و مىگويى خدايا ما را به خودمان وانگذار؟ فرمود: «و ما يؤمننى»؛ اگر از خدا غافل بشوم، چه چيزى من را نگه خواهد داشت؟ اين براى ما درس است. در روز عزت، در روز ذلت، در روز سختى، در روز راحتى، در روزى كه دشمن انسان را محاصره كرده است، در روزى كه دشمن با همهى عظمت، خودش را بر چشم و وجود انسان تحميل مىكند، و در همهى حالات خدا را به ياد داشتن، خدا را فراموش نكردن، به خدا تكيه كردن، از خدا خواستن؛ اين، آن درس بزرگ پيامبر به ماست.
گزيدهاي از خطبههاى نماز جمعهى تهران 05/ 07/ 70
اگر امروز بشريت متوجه اين رحمت شود - رحمت وجود اسلام، رحمت تعاليم نبوى، اين سرچشمه جوشان وحدت - و آن را بيابد و خود را از آن سيراب كند، بزرگترين مشكل بشر برطرف خواهد شد.
--------------------------------------------------------------------------------
رحمه للعالمين
اين ولادت براى تاريخ بشريت، طليعه رحمت الهى بود. در قرآن از وجود پيغمبر به عنوان «رحمةً للعالمين» تعبير شده است. اين رحمت، محدود نيست؛ شامل تربيت، تزكيه، تعليم و هدايت انسانها به صراط مستقيم و پيشرفت انسانها در زمينه زندگى مادّى و معنويشان هم هست. مخصوص مردم آن زمان هم نيست؛ متعلّق به طول تاريخ است: «و اخرين منهم لمّا يلحقوا بهم». راه رسيدن به آن هدف، عمل كردن به معارف و قوانين اسلام است كه براى بشر مشخّص شده است.
گزيدهاي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام به مناسبت سالروز هفدهم ربيعالاوّل 29/ 02/ 82
--------------------------------------------------------------------------------
اين ولادت بزرگ، ولادت برترين نمونههاى رحمت الهى براى بشريت بود؛ چون وجود آن بزرگوار و ارسال اين پيامبر بزرگ، رحمت حق تعالى بر بندگان بود. اين ولادت، ولادت رحمت است. دنياى اسلام بايد اين نكته را درك كند كه اين رحمت، يك رحمت منقطع نيست؛بلكه يك رحمت مستمر است. آن روز، بسيارى از افراد بشر، از روى جهالت يا به خاطر عصبيتهاى خودخواهانه، با اين مظهر نور و هدايت بشر جنگيدند؛ با اين كه پيامبر(ص) براى برداشتن بار از روى دوش بشريت، به جهان آمده بود: «ويضع عنهم اصرهم والاغلال التى كانت عليهم». چه بارهاى سنگينى بر دوش آحاد بشر آن روز بود! چه غلهاى سنگينى بر گردن بشر افكنده شده بود! امروز هم همين طور است. اگر كسى ادّعا كند كه بر دوش بشريت امروز، بارهايى سنگينى مىكند كه از بار دوش انسانهاى جاهل جزيرةالعرب در آن روز، سنگينتر است، سخن گزافى نگفته است. اين ظلمى كه به آحاد بشر مىشود، اين حقكشىاى كه در جوامع بشرى انجام مىگيرد، اين غلبه دادن ماديّت بر زندگى بشر و راندن معنويت از محيط زندگى انسانها كه امروز به زور و با شيوههاى مختلف بر آحاد بشر تحميل مىشود، اينها بار بر دوش بشريت است. آنچه كه امروز بشريت در دوران تمدّن صنعتى و زير تشعشع مادّيگرى جذّاب و فريبنده احساس مىكند، سنگينتر و سختتر و - در مواردى - تلختر است از آنچه كه در ظلمات جاهليت هنگام ظهور اسلام، حس مىكرد و بر دوش او سنگينى مىنمود!
اگر امروز بشريت متوجه اين رحمت شود - رحمت وجود اسلام، رحمت تعاليم نبوى، اين سرچشمه جوشان وحدت - و آن را بيابد و خود را از آن سيراب كند، بزرگترين مشكل بشر برطرف خواهد شد. اگر چه همين امروز هم، تمدّنهاى موجود عالم، بلاشك از تعاليم اسلام بهرهمند شدهاند و بدون ترديد آنچه از صفات و روشهاى خوب و مفاهيم عالى در بين بشر وجود دارد، متّخذ از اديان الهى و تعاليم انبيا و وحى آسمانى است و بخش عظيمى از آن، به اسلام متعلق است؛ ليكن امروز بشر به معنويت و صفا و معارف روشن و حق و دلپذير اسلام - كه هر دل با انصافى آن معارف را مىپذيرد و مىفهمد - نيازمند است. لذاست كه دعوت اسلامى در جهان، طرفدار پيدا كرده است و بسيارى از غير مسلمين هم دعوت اسلامى را پذيرفتهاند.
گزيدهاي از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار رؤساى سه قوّه، كارگزاران نظام اسلامى و شخصيتهاى خارجى شركت كننده در كنفرانس بينالمللى وحدت اسلامى 13/ 05/ 75
--------------------------------------------------------------------------------
بزرگترين ذخيره الهي
اين روزِ بزرگ كه هم ميلاد پيغمبر اكرم و هم ميلاد امام جعفر صادق عليهالصّلاةوالسّلام است، يكى از مقاطع عظيم تاريخ بشر را به وجود آورده است. در مثل چنين روزى، خداوند متعال بزرگترين ذخيره الهى را كه وجود مقدّس پيامبر گرامى بود، به عرصه وجود آورد؛ اين شروعِ يك مقطع تعيين كننده در سرنوشت بشر بود. در آيات ولادت پيامبر گفتهاند، وقتى آن بزرگوار متولّد شد، كنگرههاى كاخ كسرى ويران گرديد؛ آتشكده آذرگشسب كه قرنها روشن بود به خاموشى گراييد؛ درياچه ساوه كه در نظر عدّهاى از مردم در آن وقت، مقدّس شمرده مىشد، خشك شد و بتهايى كه بر گِرد كعبه آويخته بودند، سرنگون شدند. اين نشانهها كه كاملاً رمزى و نمادين است، نشاندهنده جهتِ اراده و سنّت الهى در پوشاندن خلعت وجود به اين موجود عظيم و اين شخصيت والا و بىنظير است. معناى اين حوادثِ نمادين اين است كه با اين قدوم مبارك، بساط ذلّت بشر، چه به وسيله حاكميت جبّاران و حاكمان مستبد - از قبيل آنچه در آن روز در ايران و روم قديم وجود داشت - و چه به وسيله عبادت غير خدا، بايد برچيده شود. بشر بايد به وسيله اين مولود مبارك، آزاد شود؛ هم از قيد ستمى كه به وسيله حكّامِ جور بر انسانهاى مظلوم در طول تاريخ تحميل شده است، و هم از قيد خرافهها و اعتقادات نادرستِ ذلّتآفرين كه انسان را در مقابل موجوداتِ پستتر از خود او يا در مقابل انسانهاى ديگر، خاضع و ذليل و ستايشگر مىكند. لذا آيه قرآن در باب بعثت نبىّاكرم مىفرمايد: «هو الّذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحقّ ليظهره على الدّين كلّه و كفى باللَّه شهيدا» . «ليظهره على الدّين كلّه» زمانبندى نشده است؛ اين، جهت را نشان مىدهد. بشريت به وسيله اين حادثه، بايد به سمت آزادى معنوى، اجتماعى، حقيقى و عقلانى حركت كند. اين كار شروع شد و ادامهاش دست خودِ ما انسانهاست. اين هم يك سنّت ديگر در عالم آفرينش است.
اگر انسانها تلاش و كار و همّت خود را بيشتر به كار گيرند، به اهداف الهى - كه در برنامه الهى تعيين شده است - زودتر خواهند رسيد؛ اما اگر به كار نگيرند و ضعف نشان دهند، در اين راه ساليان درازى معطّل خواهند شد؛ مثل تيهِ بنىاسرائيل: «اربعين سنةً يتيهون فىالارض»؛ بنىاسرائيل به دست خود دچار سرگردانى و بيابانگردى شدند. بنىاسرائيل مىتوانستند مانع بروز آن سختى و تلخى شوند؛ مىتوانستند مدّت آن را كوتاهتر كنند؛ مىتوانستند مدّت آن را با ضعفهاى خود طولانيتر كنند. سرنوشت ما هم همين است. براى مسلمانان هم، جهت آفرينش بشر، بعثت و فلسفه اعزام رسل و انزال كتب از سوى پروردگار، هم بيان و هم تعيين شده است. خود انسانها هستند كه مىتوانند اين راه را طولانى يا كوتاه كنند؛ مىتوانند خود را زودتر يا ديرتر به مقصد برسانند.
در سنّت الهى، اراده انسان تعيين كننده است. اينكه اسلام انسانها را به مجاهدت دعوت مىكند - «و جاهَدوا فىسبيلاللَّه» يا «و جاهِدوا فىاللَّه حقّ جهاده»؛ يعنى همه ظرفيت خود را در راه مجاهدت مصرف كنيد - به خاطر اين است كه اگر به اين توصيه الهى عمل كرديم، به هدف الهى زودتر خواهيم رسيد. هدف الهى، ثابت و قطعى و تخلّفناپذير است. اگر ما عمل نكنيم، ديگران مىآيند و عمل مىكنند: «من يرتدّ منكم عن دينه فسوف يأتى اللَّه بقومٍ يحبّهم و يحبّونه». خداى متعال اين راه و اين سرمنزل و اين سرنوشت را قطعى قرار داده است. آنچه قطعى نيست، عبارت است از زمان و مردمى كه سعادتِ بردن اين گوى را از اين ميدان داشته باشند. اين بسته به اراده من و شماست.
انقلاب اسلامى آمد و پرچمى بلند كرد كه مسلمانان از هر مذهب و هر كشورى، وقتى به خود مراجعه كردند، ديدند اين پرچم را دوست مىدارند و احساس كردند اين پرچم، پرچم اسلام و پرچم نبىّمكرم اسلام(صلّىاللَّهعليه والهوسلّم) است.
ملت ايران با رهبرى امام بزرگوار همّت كردند و توانستند يك قدم جلو بروند و پرچم اسلام را در اينجا بلند كنند. امروز در اين كشور، پرچم شريعت محمّدى صلّىاللَّهعليهوآله برافراشته شده است. ممكن بود اين اتّفاق نيفتد يا ده سال و صد سال ديگر اتّفاق افتد. آنچه اين مهم را در اين مقطع تحقّق بخشيد، اراده و تصميم اين ملت بر فداكارى و اعمال مجاهدت بود. اين در همه جا سارى و جارى است.
گزيدهاي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جمع مسؤولان و كارگزاران در سالروز ولادت فرخنده نبىاكرم(ص) و امام جعفر صادق (ع) 09/ 03/ 81
--------------------------------------------------------------------------------
سراج منير
عمق بخشيدن به ايمان مردم و هدايت قلبى و معنوى انسانها در يك جامعه، اولين وظيفه مسؤولان امر است. «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذيرا و داعيا الى اللَّه بأذنه و سراجا منيرا»؛ اين وظيفه پيغمبر است؛ همين پيغمبرى كه امروز روز ولادت اوست. ما مىخواهيم همان راه را برويم. «هو الّذى بعث فى الأميّين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»؛ تزكيه و تعليم، جزو وظايف اصلى پيغمبر است. در جوامع اسلامى، مسؤولان بايد همان راه را بروند؛ بايد تعليم دهند و تربيت كنند؛ بايد ايمان دينى را در ذهنها تقويت و راسخ كنند. اين جزو وظايف ماست؛ اين سپاسگزارى ما در مقابل اين ملت است؛ اين شكرانه ما در مقابل خداى متعال است كه اين نعمتهاى بزرگ - اين حضور مردمى - را به ما داده است. اين دلها دست خداست. توجّه و اقبال و حضور و عزم و اراده و شوق مردم، نعمتهاى بزرگ الهى است كه ارزانى ما كرده است. بايد اينها را شكر بگوييم. شكرانه اين نعمت به اين است: در راه اصلاح امور زندگى و تقويت ايمان دينى مردم بايد همه تلاش خودمان را بكنيم.
گزيدهاي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى به مناسبت ولادت نبىاكرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) 20/ 03/ 80
--------------------------------------------------------------------------------
سرمايه عظيم معنوي
امروز دنياى اسلام، بخصوص به احياى ياد پيامبر بزرگوار اسلام از هميشه محتاجتر است؛ بشريت هم محتاج همين نام مبارك و ياد مبارك و تعاليم مبارك است؛ ليكن قبل از آن كه ما بخواهيم به كلّ بشريت بپردازيم، دنياى اسلام بايد اين سرمايه عظيم معنوى خود را بازشناسى كند. مثل ملتهايى كه قرنها بر روى منابع مادّىِ ناشناخته خودشان گرسنه خوابيدند، تا ديگران آمدند منابع آنها را غارت كردند، امروز دنياى اسلام در كنار ذخاير عظيم معنوىِ خود، با مشكلات فراوانى دست و پنجه نرم مىكند و مىگذراند؛ در حالى كه اين ذخاير عظيم و منابع بزرگ، مىتواند او را نجات دهد و به او كمك كند.
گزيدهاي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى به مناسبت ميلاد پيامبر اكرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) 21/ 04/ 77
--------------------------------------------------------------------------------
وجود نوراني
درباره وجود مقدّس نبّى اكرم، اوّلاً بايد بگوييم كه معرفتِ آن بزرگوار بالنّورانيّه براى امثال ما ميسّر نيست. حقيقت آن وجودِ معظّم و مكرّم و آن برترين موجود بشرى در همه تاريخ و عزيزترين موجود در عرصه وجود، از ابعاد مادّى فراتر است. از آنچه انسانها با عقل و تجربه و حواسِّ خود، از نبوغها و خردمنديها و دانشمنديها و تجربهها مىيابند و شخصيّتى را به مقام بالا و مكان رفيعى مىنشانند؛ يكى را فروتر از او، و باز يكى را فروتر از او، اين وجود عزيز، از اين سلسله مراتب بالاتر است.
اگر هيچ روايتى، هيچ آيهاى و هيچ اثر شرعىاى هم وجود نمىداشت، انسان مىتوانست به دلايل و اَمارات بفهمد. اين معنا، معناى بسيار رفيعى است. كسانى كه اهل اين معانى هستند، مىتوانند سنجى از آن نورانيّت را درك كنند. ما با همين حواسِّ ظاهرى و با محدوديّت خودمان، آن وجود عزيز و عظيم را مىبينيم و مىشناسيم و حس مىكنيم.
در همين ابعادى كه همه انسانها مىتوانند بفهمند، اين وجود عظيمالشّأن، با هيچيك از بزرگانِ بشر قابل مقايسه نيست. مثلاً ملاحظه بفرماييد، وجود مقدّس علىبن ابىطالب عليهالصّلاة والسّلام، چشم بسيارى از فرزانگان عالَم را در گذشته و حال، به خود جلب كرده است و او را شخصيتى بزرگ و موجودى شبه افسانهها دانسته و توصيف كردهاند. اما همين شخصيت، با اين ابعاد عظمت، در مقابل وجود مقدّس نبىّاكرم، يك شاگرد و يك فرزند كوچك و كسى است كه در مقابل آن عظمت، براى خود شأنى نمىشناسد. اين طور ملاحظه كنيد كه در مجموعه وجودِ با عظمت نبىّاكرم كه چون اقيانوسى بىكران است، شخصيت اميرالمؤمنين گم است. از اين جا مىشود ابعاد آن عظمت را حدس زد.
گزيدهاي از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با ميهمانان كنفرانس وحدت اسلامى در سالروز ميلاد خجسته پيامبر اكرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) 01/ 05/ 76
--------------------------------------------------------------------------------
مولود مکرم
روز ولادت نبىّ بزرگوار اسلام، روز تدبّر در بركات بىپايان اين مولود مكرّم است كه شايد بتوان گفت: بزرگترين بركات اين ولادت عظيم، عبارت بود از هديه كردن توحيد و عدالت به جوامع بشرى. انسانها امروز هم، كه روز پيشرفت علم و ترقيّات عظيم فكرى بشرى است، در عالم اعتقاد، اسير شركند؛ حتى در كشورهاى بسيار پيشرفته از لحاظ مادّى. پس، معلوم مىشود كه اعتقاد به توحيد، با همه بركاتى كه دارد، به نورانيّتى احتياج دارد كه جز از طريق عقلى كه با وحى الهى هدايت شده باشد، رسيدن به آن، امكانپذير نيست. اين هديه را، پيغمبر مكرّم ما به بشريّت داد؛ همچنان كه انبياى گذشته داده بودند. اعتقاد به توحيد، در جان و قلب و حتّى در زمينه زندگى انسان، داراى بركاتى است كه بايد به آنها انديشيد و به سمت آثار و بركات توحيد حركت كرد.
يكى ديگر از هديههاى بزرگ الهى كه به وسيله اين مولود مكرّم به بشريّت هديه شد، عدل وعدالت بود؛ هديه عدل و عدالت به انسانى كه گرفتار بىعدالتى است. از اوّل تاريخ تا امروز نيز، همچنان، گرفتارىِ بزرگ بشريّت، گرفتارىِ بىعدالتى است. اين دينى كه مولودِ مكرّمِ امروز به بشريّت عرضه كرد، انسانها را به چنين نقطههاى برجستهاى مانند توحيد و عدل در زندگى انسان، دعوت مىكند. پس، بركات اين روز، بركاتى است كه اوّلاً متعلق به همه بشريّت است؛ يعنى هر كس كه بتواند از آن استفاده كند؛ ثانياً، مخصوص به زمان خاصّى نيست. امروز هم بشر به اين احتياج دارد كه به توحيد خالص و دستور عدل اس |